بیب من برمیگردم

بیب من برمیگردم
پارت : 106

جلوی یه بستنی فروشی نگه داشت با جذابیت عینک آفتابیش رو زد و رو به من گفت
_ چه طعمی میخوای؟
+ شکلاتی
سرشو تکون داد و از ماشین پیاده شد
منم گوشیمو از کیفم دراوردم و رفتم اینستا گردی که صدای ضعیفی شنیدم
در رو باز کردم تا ببینم این صدا از کجا میاد که بغل جوب یه بچه گربه که تازه به دنیا اومده دیدم
از ماشین پیاده شدم و رفتم سمت بچه گربه و اروم بغلش گرفتم
با چشم دنبال مامانش گشتم که دیدم پیش درخته و مرده
دوباره نشستم تو ماشین و بچه گربه رو گذاشتم رو پام که تو خودش جمع شد و چشماشو بست منم اروم رو به بهش گفتم:
+ پیشی بعد از این خودم مراقبتم و بزرگت میکنم
در باز شد و جونگکوک نشست پشت فرمون
به من نگاه کرد و بستنی رو داد دستم بعد چشمش به بچه گربه افتاد
انگشت اشاره‌شو اورد و رو سر بچه گربه گذاشت و مشغول نوازش کردنش شد و گفت
_ از کجا اوردیش این الان باید پیش مامانش باشه
+ مامانش کنار یه درخت مرده بود اینم که بچه‌س تصمیم گرفتم با خودم بیارمش و بزرگش کنم
جونگکوک موهامو بوسید گفت
_ کار خوبی میکنی خوشحالم از اینکه خیلی مهربونی
لبخند زدم و گفتم
دیدگاه ها (۰)

بیب من برمیگردمپارت : 107+ بریم براش وسایل بخریم_ میدونی چی ...

😁😁

بیب من برمیگردمپارت : 105 ( دو ماه بعد) ( جنی) دو ماه گذشت و...

بیب من برمیگردمپارت : 104اروم در اتاق رو باز کردم که دیدم جن...

پارت 13 دیدم.... چند تا دختر روبه روم وایستادن یه دونه از او...

نفرین شیرین. پارت 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط