{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part two

Part two....
(پارت دوم رو این خوشگل نوشته از اون تشکر کنینن) https://wisgoon.com/bangchancbangchanch

به اتاق برگشتم و مشغول کار های روزمره شدم و مشغول کمی کاغذ شدم ولی بازم ذهنم سمت اون پسر مو بلونده میرفت (لی فلیکس) نمیدونم ولی دوباره خواستم با جوهر چیز بنویسم که صدای در اتاقم اومد و با نرمی گفتم: بفرمایید که اقای جانگ وارد اتاق شد و لبخند زدم و بلند شدم و سمتش رفتم که اقای جانگ گفت: در مورد لی فیلکس هست که اطلاعاتی اوردم چشمانم برق زد نمیدونم چرا هیجان زده شدم ولی سرم زا به نشانه ادامه تکون دادم که اقای جانگ ادامه داد: اون پسر از پنج سالگی اینجا بوده پسر ژنرال لی بوده و با اون اموزش دیده مادرش وقتی به ده سالگی میرسه فوت میکنه و بعد پدرش اون رو ترک میکنه و بعد کل کار دست اون میفته دو ریشه داره پدرش اروپایه و مادرش اسیایی بوده انسان مراقب و نرمیه پس میتونم بگم اون میتونه بهترین محافظ برای شما باشه چون در همه جنگ ها بوده و محافظ هست
بعد از کمی فکر تصمیم گرفتم نه عجولانه بلکه علاقانه و منطقی اقای جانگ من میخواهم لی فلیکس محافظ من باشد
اقای جانگ لبخند زد و از تصمیم انگار راضی بود
+پس من به لی فلیکس میگویم که از این به بعد با تو باشد
_ممنونم اقای جانگ
حدود یک هفته محافظم بود منطقی و نرمی بود مراقبم بود ولی هیچوقت نتونسام صدایش را از ذهنم بیرون کنم بم بپد هر بار که من را (ملکه) یا(خانم من) صدا میکرد دلم میلرزید نمیدونم چرا هی دختر خودت رو جمع کن یا شاید بیشتر بود امشب یک مهمانی بزرگی بود همه پادشاهان سرزمین امده بودن و به گفته پدرم این پیوند ما با همه کشور هاست همون طور که مشغول خوردن مشروبم بودم که فیلکس از پشت زمزمه کرد: خانم من میتونم پنج دقیقه از حضور شما مرخص بشم تعجب کردم میخواد کجا بره ولی سرم رو تکون دادم و با نرمی گفتم: بله مراقب باشید اقای لی
اون رفت و من ماندم که چند فرد بهم نزدیک شدن و گفتند که باهم به حیاط رفتم داشتند در مورد چیز های عجیب حرف میزدن اتحاد، پول، کشوری پیوندی، و ازدواج که من ماندم چی؟ من؟ ولی...
که شمشیر را بیرون کشید و نزدیک شد با صدای ترسناک گفت: تو دیگه مال منی و اگه قبول نکنی تو را نیز خواهم کشت
ترسیدم، لرزیدم چی؟ نه نه نه که ناگهان خون ریخته شد ترسیدم فکر کرذم مردم ولی اشتباه کردم فیلکس بود داشت بهم نگاه میکرد سریع بغلم کرد و نوازشم کرد
دیگه جات پیش من امنه خودم از تو مراقبت میکنم شاهدخت من....
دیدگاه ها (۶)

IsamAge beri

او نمیدانست.... نمیدانست در این یک سالی چه به سرش آمده.... ن...

Swimming.... سفر جدیدت با دوست پسرت بعد مدت ها واقعا لذت بخش...

بفرمایید چنل سروش واسه قسمتای ناز 👀https://splus.ir/joingrou...

#سخت ترین انتخاب پارت ۲ .•°♡........×اوه اقای کیم شما چرا ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط