{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آخـــریـــن خشـــاب فنجـــان قهـــوه ام را . . .مینــوشــ

آخـــریـــن خشـــاب فنجـــان قهـــوه ام را . . .مینــوشــــم . . .شـــایـد سـاعتـــی بیشتـــر . . .جنگیـــدم ، بــا خـاطــراتـــت . . .بـی اثـــر کـــه شـــد . . .بــه ایـن زخــم خــورده رحمــی کــن و . . .بـــه خـوابـــم نیــــا . . .
دیدگاه ها (۱)

عصر های پنجشنبه بهانه است وقتی دست هایمان بهم نمیرسندبدنبال ...

آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو...تو کجایی مادرم……؟!آنقَدَر...

فنجان قهوه، گرم است اما من لرزشِ سرمایی را در وجودم حس می‌کن...

پارت چهارم: طعمِ متفاوتِ قهوهرزا برای چند لحظه خشکش زده بود....

با زخم هایی زندگی می کنیم که جان مان را می طلبیدند.این زخم ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط