{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از سردی روزگار به خود بپیچم

از سردی روزگار به خود بپیچم
یا ازسردی مردمان شهر
دیگه آدما ربات شدن با خودشونم سرد شدن
هیچ کس ازهم خبر نداره
عشقا سرد
رابطه ها سرد
حتی کلمات هم دار سرد میشن
خدا تنها تو میتونی یخ این سرما روبشکنی D.M
دیدگاه ها (۱)

آدمک خسته شدي از چه پريشان حالي؟ پاسی از شب که گذشته است چرا...

هر پوششی حجاب نیست

واﻋﻈﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪ از ﻓﺮزﻧﺪ ﺧﻮﯾﺶﻫﯿﭻ داﻧﯽ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﭼﯿﺴﺖ ؟ﺻﺪق و ﺑﯽ ...

+Chakavak Azad روزگـــــــــــــارروزگاری بود..................

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک: فرشته‌ای در میان طوفانزندگی **...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 21ولی جونگکوک سالها ...

پارت 4۱:روشناییِ سرخ و آبیِ چراغ‌های پلیس، از پنجره‌های بزرگ...

محیط سنگین انرژیا منفی اصلا ندارم با زندگی هیچ حرفی هوا دلگی...

مجله رو باز کردم و ذهن پرکارمو سمتش هل دادم"شکار"چهار حرفی ع...

ازدواج اجباری

#هانتر پارت ۴۸چهره جونگکوک که با گرگ پیشونی به پیشونی شده بو...

درجست و جو جادو پارت ۳

من علی ام از تبار مردمان پاک شوشمن از تبار نیکان روزگارم اگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط