{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part

part 43
رفتنو اون عروسک رو خریدنو اومدن بیرون به خرید ادامه دادن نیم ساعت بعد خریدشون تموم شد
جنیور: کسی گشنش نیست
سوزومه: چرا خیلی گشنمه
لیلی: منم همینطور
ری: من یجایی رو میشناسم بریم؟
امیلی: بریم
رفتن رستوران و گارسون اومد تا سفارشارو بگیره
لیلی: من استیک سوییسی
امیلی: من کدو حلوایی شکم پر میخوام
ری: منم میت لوف میخوا
سوزومه : من پاستیسادا پاستا میخوام
جنیور: منم برنج کثیف میخوام
گارسون: سفارشتون تا نیم ساعت دیگه اماده میشه
سوزومه: مرسی
ری: خب کجا مونده
امیلی: قلعه
لیلی: وااای اره مگه میشه بیای نیاگارا و نریم قلعه
جنیور: مقصد بعد قلعه نیاگارا
لیلی: میگم اینبار خیلی خوش گذشت
امیلی: موافقم واقعا اینبار خاص بود
سوزومه: راستی یه ماه دیگه کریسمس کجا بریم
ری: نظرتون چیه بریم ژاپن
لیلی: راست میگه ژاپن خیلی تو کریسمس دیدنیه
امیلی: نظرت چیه سوزی
سوزومه: موافقم بریم....... جنیور تو هم میای
جنیور: ببینم چی میشه
ری: اوکی پس یه ماه دیگه ژاپنیم
لیلی: امیلی یادمه گفتی داداشت برای کریسمس میاد
امیلی: اره چطور
لیلی: به اونم بگو بیاد دور هم باشیم
امیلی: چیه میخوای مخ داداش منو بزنی
سوزومه: فک کنم سفارش هامون اماده شده
گارسون: بفرمایید امید وارم از بودن در اینجا لذت ببرید
جنیور: ممنون
غذاشون رو خوردنو رفتن به سمت قلعه اونجارو گشتنو تو چمناش کلی بازی کردن دیگه داشت شب میشد
جنیور: خب بسه وقت رفتنه
سوزومه: پیش به سوی ماشین
سوار ماشین شدنو به سمت خونه حرکت کردن بعد سه ساعت رسیدن خونه راننده ری جلو خونه سوزومه بود همه پیاده شدن
ری: من دخترارو میرسونم
جنیور: باشه به سلامت
سوزومه: خدافظ
لیلی: بای بای
رفتن داخل
سوزومه: ممنون جنیور امروز خیلی بهم خوش گذشت
جنیور: خوشحالم که بهت خوش گذشته
سوزومه: شب بخیر
جنیور: اِم....... سوزومه
دیدگاه ها (۲)

part 44اسلاید2 گردن بندی که جنیور به سوزومه دادسوزومه: جانم ...

part 45لیلی: اگه دوباره ردش کنه چی امیلی: خیالت راحت جسیکارو...

part 42اسلاید دو تا شش اسموتی هایی که سفارش دادن اسلاید هفت ...

رمان

کپشن

فیک تبp13

از دوباره ..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط