آت :باشه بریم فقط میشه منو بزاری زمین
آت :باشه بریم فقط میشه منو بزاری زمین
کوک :نه
آت :به داداشم میگم
کوک :بیا برو پایین
آت باشه بریم
ویو آت :
رفتیم رسیدیم یه جایی که پنج تا در داشت خیلی تاریک بود دیدم هیون جونگ اونجا وایستاده سلام کردم که یهو هیون جونگ گفت ریس میتونم باهاتم صحبت کنم
ویو کوک :
هیون جونگ :ریس میگم میشه به آت نشون ندید
کوک :نه نمیشه باید ادب شه
هیون جونگ :ریس ممکنه نظر آت در مورد شما عوض بشه
کوک :باشه نمیبرمش خودت یجور بهش بگو
باشه
هیون جونگ :سلام آت چطوری
آت :خوبم
هیون جونگ خب خدارو شکر
آت :میشه بریم منشی رو ببینم
هیون جونگ :راستش آت منشی بخاطر اینکه یه کار هایی کرده مرده یعنی ریس گفت که بمیره
آت :چون منو زده مرده
هیون جونگ :نه خواطر اینکه خیانت کرده
آت :آها باشه فهمیدم
کوک آت بریم
آت :باشه بریم
کوک :نه
آت :به داداشم میگم
کوک :بیا برو پایین
آت باشه بریم
ویو آت :
رفتیم رسیدیم یه جایی که پنج تا در داشت خیلی تاریک بود دیدم هیون جونگ اونجا وایستاده سلام کردم که یهو هیون جونگ گفت ریس میتونم باهاتم صحبت کنم
ویو کوک :
هیون جونگ :ریس میگم میشه به آت نشون ندید
کوک :نه نمیشه باید ادب شه
هیون جونگ :ریس ممکنه نظر آت در مورد شما عوض بشه
کوک :باشه نمیبرمش خودت یجور بهش بگو
باشه
هیون جونگ :سلام آت چطوری
آت :خوبم
هیون جونگ خب خدارو شکر
آت :میشه بریم منشی رو ببینم
هیون جونگ :راستش آت منشی بخاطر اینکه یه کار هایی کرده مرده یعنی ریس گفت که بمیره
آت :چون منو زده مرده
هیون جونگ :نه خواطر اینکه خیانت کرده
آت :آها باشه فهمیدم
کوک آت بریم
آت :باشه بریم
- ۳۱۵
- ۱۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط