{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرچه آیینه به توصیف تو جان کند نشد

هرچه آیینه به توصیف تو جان کند نشد
آه، تصویر تو هرگز به تو مانند نشد

گفتم از قصه عشقت گرهی باز کنم
به پریشانی گیسوی تو سوگند نشد

خاطرات تو و دنیای مرا سوزاندند
تا فراموش شود یاد تو هرچند نشد

من دهان باز نکردم که نرنجی از من
مثل زخمی که لبش باز به لبخند نشد

دوستان عاقبت از چاه نجاتم دادند
بلکه چون برده مرا هم بفروشند نشد
دیدگاه ها (۶)

ای سیب سرخ غلت زنان در مسیر رودیک شهر تا به من برسی عاشقت شد...

به گرفتار رهایی،نتوان گفت آزاد

### مرده شور جذابیت ی رو ببره که با یه بارون و یه شیر اب از ...

از دیو و دد ملولم وانســــــــــانـمــــ آرزو ست

خاطراتِ تـو و دنیـای مـرا سوزاندند🌸 تا فراموش شود یادِ تو، ه...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۶" در آغوش رویای آبی ات "...

هرچه آیینه به توصیف تو جان کند نشدآه، تصویر تو هرگز به تو ما...

هرچه آیینه به توصیف تو جان کند نشد آه، تصویر تو هرگز به تو م...

هرچه آیینه به توصیف تو جان کند نشد آه، تصویر تو هرگز به تو م...

هرچه آیینه به توصیف تو جان کند نشد آه، تصویر تو هرگز به تو م...

هرچه آیینه به توصیف تو جان کند نشدآه، تصویر تو هرگز به تو ما...

هرچه آیینه به توصیف تو جان کند نشدآه، تصویر تو هرگز به تو ما...

هرچه آیینه به توصیف تو جان کند نشد آه، تصویر تو هرگز به تو م...

هرچه آيينه به توصيف تو جان كند نشد آه، تصوير تو هرگز به تو م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط