(☆PART6)
(☆PART6)
ویو صبح
از خواب بیدار شدم و نگاهی به ساعت
کردم که ساع 10:۰۰هست بلند شدم رفتم سرویس و کارامو انجام دادمو روتین پوستیمم
انجام دادم من زیادی ارایش نمیکنم
چون خودم خیلی زیبام ولی چون امروز میخواستم برم بیرون یک تینت زدم باریمل ورفتم در کمد لباسیمو باز کردم ویک پیراهن
استین بلند کوتاه سفیدکه روش یک چیز انگلیسی بارنگ سبز نوشته بود که تاروی نافم بود رو
پوشیدم بایک شلوار سفید لش کفشامم سبز
بودن خیلی تیپم خفن شده بود موهامم باز
گذاشتم و رفتم پایین
دیدم که ۵ پسر جوون وخوش تیپ
دور میز نشستن که دوتاشون با
دوست دختراشون بودن وبقیه
تنهایی اومده بودم
اومدم بشینم که اونارو دیدم و
منصرف شدم داشتم از کنارشون
رد میشدم که تهیونگ دستمو
گرفتو گفت.............
لایک: ۳۵🫀💞
بچه ها دوتا عکس گذاشتم یکو انتخواب
کنین وبه جای اون دختره ات داخل رومان
تصور کنید اون یکیم عکس اتاقت ببخشید
که دیر گذاشتم بوس بهتون😘😘🫀💞
ویو صبح
از خواب بیدار شدم و نگاهی به ساعت
کردم که ساع 10:۰۰هست بلند شدم رفتم سرویس و کارامو انجام دادمو روتین پوستیمم
انجام دادم من زیادی ارایش نمیکنم
چون خودم خیلی زیبام ولی چون امروز میخواستم برم بیرون یک تینت زدم باریمل ورفتم در کمد لباسیمو باز کردم ویک پیراهن
استین بلند کوتاه سفیدکه روش یک چیز انگلیسی بارنگ سبز نوشته بود که تاروی نافم بود رو
پوشیدم بایک شلوار سفید لش کفشامم سبز
بودن خیلی تیپم خفن شده بود موهامم باز
گذاشتم و رفتم پایین
دیدم که ۵ پسر جوون وخوش تیپ
دور میز نشستن که دوتاشون با
دوست دختراشون بودن وبقیه
تنهایی اومده بودم
اومدم بشینم که اونارو دیدم و
منصرف شدم داشتم از کنارشون
رد میشدم که تهیونگ دستمو
گرفتو گفت.............
لایک: ۳۵🫀💞
بچه ها دوتا عکس گذاشتم یکو انتخواب
کنین وبه جای اون دختره ات داخل رومان
تصور کنید اون یکیم عکس اتاقت ببخشید
که دیر گذاشتم بوس بهتون😘😘🫀💞
- ۷۱
- ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط