{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق بی اختیار

عشق بی اختیار



پارت ۴


ویو یوری:
افتادم زمین و.......
شروع به گریه کردم دستم رو روی گونه ام گذاشتم هنوز جاش درد میکرد، یادم اومد مه تو جیب کتم گوشیم بود کتم افتاده بود زیر تخت براب همین سریع برش داشتم و دیدم بعلهههه.. گوشیم تو کیفمه وقتی گوشیم رو باز کردم عکس منو جونگ کوک تو دوران دبستان مواجه شد چون عکسشون رو رو بکگراند گوشیش گذاشته بود و اروم اشک میریخت یهو در باز شد سریع گوشیم رو زیر بالشت قایم کردم یه زن مسن درو باز کرد..

اجوما: دخترم تو باید کیم یوری باشی، نه؟ من لی هه سو هستم تو میتونی منو اجوما صدا کنی من مدت زیادیه اینجا کار میکنم، بیا این لباس فرم کارته

یوری: مرسی

اجوما: بزار قوانین رو بهت بگم
ا) رو حرف ارباب حرف نمیزنی
۲)ارباب رو به اسم صدا نمیکنی بهش میگی ارباب
۳)بدون اجازه بیرون نمیری
۴)با گوشی کار نمیکنی
۵)هرروز صبح ساعت ۶باید بلند شی صبحانه درست کنی و با کمک بقیه خدمتکار ها خونه رو مرتب میکنی و.....
و اگه از قوانین سرپیچی کنی تنبیه بدی میشی

یوری: ی-یعنی اگه ب-به حرف ارباب گوش ندم ا-اون منو مجازات م-میکنه؟

اجوما: بله دخترم الان لباس فرمت رو بپوش و بیا پایین


چشمی گفتم و اجوما رفت بیرون منم لباس فرم رو پوشیدم... واییییییی خیلی بازههه..... موهام رو گوجه ای بستم و رفتم پایین اجوما کارهام رو بهم گفت منم شروع به کار کردم


ویو کوک:
وقتی بهم اون حرفارو زد از خود بی خود شدم و کتکی بهش زدم.... اهه چرا باید اهمیت بدم شیبال


(چند ساعت بعد)

ویو ادمین:
دخترک با خستگی کامل شام ارباب سختگیرش را درست کرد و اربابش اومد و شروه کرد به خوردن ناگهان داد نسبت بلندی زد:

کوک: کی این غذا رو درست کرده؟ هاااا؟(داد)

دخترک لرزی به بدنش پیچید و با ترس به سمت اربابش رفت و اروم زمزمه کرد:

یوری: م-من ا-ارباب

کوک: از اینبه بعد کارهای پخت و پز با یوری است، آفرین یوری دست پخت عالی ای داری(با پوزخند)

دخترک با تعجب به اربابش کرد کسی که تا چند سال پیش بهترین دوستش بوده و الان شده به فردی بیرحم که داره انتقام پدرش رو از یه دختر بیچاره که تو این کار دست نداشته میگیره با اینکه باید از پدر او انتقام بگیره.......



بچه ببخشید اگه بد شد ولیزیاد نوشتم براتون
دیدگاه ها (۸)

استاد بسکتبال جذاب من پارت ۱۱ویو یوری: که یهو..... متوجه شوگ...

بچه ها تغییر دادم داستانمون پس برین شخصیت ها رو دوباره بخونی...

بچه ها فیک عشق بی اختیار پارت ۳ رو اشتباه نوشتم پارت ۲ ببخشی...

استاد بسکتبال جذاب من پارت۱٠ویو یونگی: اماده شدم یه کت و شلو...

عشق بی اختیار پارت ۴ویو ادمین: که باید انتقام رو از پدر دختر...

عشق شعله ور یک مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط