{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تتو آرتیست من part

تتو آرتیست من [part¹⁹]

*کوک ویو*

+راستی جونگکوک... دیشب چی میخواستی بهم بگی؟!
-چی؟ آهااا... دیشب؟... فعلا یادم نمیاد... یادم اومد بهت میگم.

هنوز نمیخواستم بهش بگم، خیلی تردید داشتم.

+باشه.

بعد از خوردن صبحونه و شستن ظرفا، رفتم جعبه‌ی کمک‌های اولیه رو از توی کابینت توی دستشویی برداشتم و ا/ت رو صدا زدم و یه شلوارک که از اتاقم آورده بودم رو بهش دادم که بپوشه. رفت توی اتاقم و شلوارک رو پوشید و بعد از مدتی اومد بیرون.

-خب... اهمممم... دکتر بهم گفت که هر روز باید زخمت ضدعفونی بشه... باید پا و شکمت رو ضدعفونی کنم.
+هاااا؟
-چی هاااا؟
+هیچی... عاام... یعنی تو باید... بدنمو... ضدعفونی کنی؟
-چی؟ عااا... اگه خودت بلدی... خودت انجام بده... ببینم اصن بلدی؟
+هااا؟ نه... بلد نیستم.
-خب... عاام... میزاری ضدعفونی بکنم.
+عااا... عاام... آره.

از توی جعبه یه بتادین و پنبه در آوردم. یکمی از بتادین رو روی پنبه ریختم و لباسش رو تا جایی بالا زدم که فقط زخمش معلوم بشه و شروع به ضدعفونی کردم، برخورد دستای سردم با بدن گرمش تضاد خوب و در عین حال عجیبی داشت. پوستش خیلی نرم بود، به به... جووو- (نینا: منحرف بدبختتت... نوچ نوچچچ)
و بعد شکمش رو باندپیچی کردم و بعد به سمت رانش رفتم تا اونجا رو ضدعفونی کنم. بین ضدعفونی پاش خواستم بهش اعتراف کنم.

-ا/ت میخوام چیزی که دیشب میخواستم بهت بگم رو بگم.
+عاام... بگو میشنوم...
-راستش... نمیدونم جواب نسبت بهم چیه... ولی گفتنش که ضرر نداره... راستش میخواستم بهت بگم... خب... یکم عجیبه... ولی خب... ازت خوشم میاد... بنظرم دختر خیلی خوب و زیبایی هستی... اونقدر یکه نمیتونم به کسی جز تو نگاه کنم... باهام قرار میزاری؟
+جانننننن؟
-از روز اولی که دیدمت خیلی ازت خوشم اومد... خیلی دوست دارم بدونم نظرت چیه... منتظرم بگو لطفا...
+من... عاام... نظری ندارم.
-یعنی... ازم بدت میاد؟! (با دلشکستگی)
+هااا؟... نه نه... اتفاقا منم دوست دار... ها نه... یعنی... منظورم اینه ک-

چی؟ واقعا دوستم داره؟ عههه وااای آروم باش لامصب... انقد تند نزن. پوزخند کجی زدم و با کمی امید بهش نگاه کردم و گفتم.

-چرا دست پاچه شدی؟ فقط بهم نظرت رو بگو... اگه هم به وقت نیاز داری... اشکال نداره... وقت داری تا هر وقت خواستی جواب بدی... حالا بیا تو اتاقم کارت دارم.

*ا/ت ویو*

بعداز اینکه پام رو هم باندپیچی کرد، دنبالش توی اتاقش رفتم... یعنی چیکار داشت؟ وقتی رفتیم توی اتاقش، اون رفت سمت کمدش و یه لباس بهم داد که بپوشم، لباسش طوری بود که نه زنونه بود و نه مردونه، یه جوری که هم مرد و هم زن میتونست بپوشتش. خودش هم به لباس برداشت و رفت بیرون از اتاقش.
لباس رو پوشیدم و رفتم پایین و رو به روش وایستادم و همینجوری نگاهم میکرد، اصلا چرا بهم لباس داده بود.

-خب بریم؟!
+چی؟ کجا؟
-بیرون؟
+برای چی؟
-میریم میبینی.

یعنی میخواست منو کجا ببره؟ جونگکوک از خونه بیرون رفت و منم همراهش رفتم و سوار ماشین شدم، بعد از ۱۰ دقیقه که توی راه بودیم، بالاخره وایستاد و از ماشین بیرون اومدیم‌. چی؟ فروشگاه؟ اینجا که، کلوین کلاینه؟ هاا؟ چیشد؟

+عاام... چرا اومدیم اینجا، چرا اومدیم فروشگاه؟
-خرید.
+خرید چی؟
-زیاد حرف نزن فداتشم... بیا دیگه.

دستمو گرفت و کشوند سمت فروشگاه.

-خب هرکدومو میخوای بردار.
+چرا داری اینکار رو میکنی؟! هااا؟ میخوای خَرَم کنی؟
-تو که نمیتونی با این لباسای خودت بری خونه... یه وقت مامانت نمیگه چی شده؟ هرکدومو میخوای بردار.
+آخه... اینا گرونن.
-نگران پولش نباش... هرکدومو میخوای بردار... آخه هم نگو.
+تو... تو مگه پیشگویی؟ از کجا فهمیدی میخوام بگم آخه؟
-تو همیشه میگی آخه... حالا برو هر چند تا لباس دوست داری بردار.

با تردید به فروشگاه نگاه کردم و بعدش به سمت یه دورس و چند تا لباس دیگه رفتم که توجه‌ام رو جلب کرده بود.

-هر چی دوست داری بگیر عشقم.
+عشقم؟ (با زمزمه گفت)

با تعجب بهش نگاه کردم و زمزمه کردم.
یعنی انقد دوستم داره؟ جذاب لعنتی... که یهو صاحب مغازه اومد سمتمون.

(علامت صاحب مغازه &)

&سلام آقا جئون... خوش اومدید... ببخشید زودتر نیومدم پیشتون... کمکی از دستم بر میاد؟
-سلام... خیر اشکالی نداره... عاام... ا/ت هیمن رنگ رو میخوای؟
+آره.
-خب... هیمن رنگش رو بدید.
&بله حتما... جیهون برا آقا سفارش ها رو آماده کن. (جیهون یکی از همون کارکنان اونجاست)
-عاام‌.. ست زنونه مردونه دارید؟
جیهون: بله... ست ها این بخش هستن.

به سمت بخشی رفتم که کلا ست بود و با توافق با جونگکوک یه ست برداشتیم.

اینم از پارت نوزده... شرمنده بابت اینکه شرطا کامل شده بود اما پارت جدید رو نزاشتم واقعا سرم شلوغ بود... امیدوارم خوشتون بیاد. ماچ به کَلَتون💋
بدرود خوشگلام🤍✨️
شرط:

Like:15
Comment:15
دیدگاه ها (۴)

پیجش فالو شه قشنگم... پیجش خیلی خوبه@wwww_o

اگه دنبال رمان جدیدی پس... قشنگم رو فالو کنید... پیجش فوق ال...

تتو آرتیست من [part¹⁵]*ا/ت ویو*€تو دیگه کی هستی؟!- ...€ا/ت؟ ...

پارت ۳ غریبه مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط