{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی چیزی برای گذراندن ندارد شاید فقط فرصتی است تا به چ

زندگی چیزی برای گذراندن ندارد شاید فقط فرصتی است تا به چیزی در درون برسی شاید ؟؟حماقت بس است باید سعی کنم از زندگیم لنگری بسازم استوار ومحکم.نردبانی بسازم که از بامش همراه با جوجه هایم خداوند را ملاقات کنم و از عشق او سعی کنم جوجه هایم را سیراب کنم،می دانم که خداوند منتظر است و من باید در را بکوبم و برد زندگی من این است.دستان خالی من است که به خاک سرد چنگ میزند و هیچ باید در را بکوبم او مرا میپذیرد ……
دیدگاه ها (۴)

پارت: 12 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«تو مشتریِ اینجا نیستی. تو...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁴شَب هَمهِ ما یِڪی بود، اَما تاریڪی هایِمان فَر...

وقتی آسانسور ایستاد، دایون بدون هیچ ترسی به بیرون قدم برداشت...

من بزرگتر شده ام!خواسته هایم بزرگتر شده اندآرزو هایم بزرگتر ...

باز هم برگشتم......این اولین نوشته‌ای هستش که تو این ساله جد...

خلاصه بخوام بگم سعی کنید مثل من نباشین و فرصت های زندگیتون ر...

نامه‌ای از یک زن ۸۳ ساله به یکی از دوستانش! “برتای عزیز”مدتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط