{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قشنگ ترین اشتباه پارت

قشنگ ترین اشتباه پارت ³¹

سوار ماشین شدیم و راه افتادیم....
توی راه جیمین خیلی با استرس رانندگی میکرد....دیگه داشتم نگرانش میشدم !!
دستش روی فرمون میلرزید و پاهاش رو روی کف ماشین بالا و پایین میکرد....
دستمو گذاشتم روی دستش که بلا فاصله بهم خیره شد....پرسیدم

+ چیزی شده ؟!

_ نه چطور ؟!

+ بنظر میاد استرس داری....
راستشو بگو چی شده ؟!

_ دیگه چی میخواستی بشه ؟!
مهمونی توی بار من برگذار میشه....

+ مشکلش چیه ؟!

_ همه کسایی که دعوتن یه مشت عوضین !!
دشمنم هم چند ساعت پیش پیام داد و گفت امشبو برام زهر مار میکنه !!

+ میشه اسمشو بگی ؟!

_ نه....
نمیخوام تو رو وارد این ماجرا کنم....
فقط تا جایی که میتونی از کنارم جم نخور !!

+ باشه !!

حالت شاکی ای به صورتم دادم و دست به سینه رومو ازش گرفتم....
تا الان تنها کارایی که انجام داده زدن توی ذوقمه....ولی به اینم فکر کنیم که فقط بخاطر علاقه زیادیه که بهم داره !!
گفت....

_ قهر نکن باشه بهت میگم !!

بمب شادی توی دلم جرقه زد....
با شتاب برگشتم سمتش و با ذوق گفتم...‌.

+ بگو !!

_ گابریل....

+ سر چی باهم دشمن شدین ؟!

_ سر اینکه یه مدت باهم همکار بودیم ولی اون معامله دو سر برد رو نمیخواست و میخواست موفقیت فقط و فقط از آن خودش باشه پس با خیانت به باند من یه باند دیگه تشکیل داد و به ما حمله کرد ولی خوشبختانه نا موفق بود و بعد از اون ماجرا به کل غیبش زد !!

+ اوه....چه پیچیده !!

_ آره ولی خب کلا آدم عوضی ایه....

+ اوهوم....

_ خب خانم پارک پیاده شو !!

به بیرون نگاهی انداختم....
رو به روی یه بار ماشین رو پارک کرده بودیم....از الان داره بوی الکل خفم میکنه !!
پیاده شدم و با جیمین به سمت در وردی رفتیم که دو تا بادیگارد جلوش وایساده بودن....
با دیدن جیمین تعظیم کردن و کنار رفتن....اوهوع ابهتو !!
حدس میزنم جیمین اونجا حکم اربابو داره و همه بهش احترام میذارن....



ادامه دارد....

¹² لایک
دیدگاه ها (۶)

قشنگ ترین اشتباه پارت ³²به محض وارد شدنمون تمام نگاها به سمت...

قشنگ ترین اشتباه پارت ³³پوزخندی بهش زدم و گفتم....+ حالا کی ...

قشنگ ترین اشتباه پارت ³⁰* پرش زمانی *الان ساعت ¹⁰ : ⁸ عه و م...

قشنگ ترین اشتباه پارت ²⁹خلاصه سوار ماشین شدیم و راه افتادیم....

part 3"نویسنده"ته ماشین رو جلوی عمارت بزرگ و باشکوه کیم پارک...

☕ قهوه تلخ☕️پارت بیست پنجمیه محوطه‌ی بزرگ بود. انبارهای قدیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط