قشنگ ترین اشتباه پارت
قشنگ ترین اشتباه پارت ³⁰
* پرش زمانی *
الان ساعت ¹⁰ : ⁸ عه و میخوام کم کم آماده بشم....
رفتم یه دوش ¹⁰ مینی گرفتم و برگشتم !!
همونطور با حوله جلوی آینه نشستم و شروع کردم به خشک کردن موهام....
بعد از اتمام کار چند بار شونه رو روشون کشیدم و گوجه ای بالا بستمشون....خیلی خوب شد !!
حالا نوبت چیه ؟!
معلومه....آرایش !!
آرایش سبک اما خوشگلی کردم و از پشت میز بلند شدم....
پیراهن زرشکیم رو برداشتم و با چند بار کشیدن اتو روش چروک هاشو از بین بردم....حالا شد !!
تصمیمم این بود که با کفش پاشنه دار مشکی و یه کت پشمی سفید بپوشمش....
و همینکارم کردم....تا اینجا اوکیه !!
ولی بین اکسسوریا نمیدونم چی بذارم....
کمی گشتم و مورد علاقه هام رو انتخاب کردم....خیلی به استایلم میومد !!
با زدن یه عطر شیرین کار رو تموم کردم....
نگاهی به خودم توی آینه انداختم....واو !!
اگه جیمین بودم خودمو میگرفتم....
چی دارم میگم ؟! بیخیال !!
کیفم رو برداشتم و رفتم بیرون....
رفتم تو هال و منتظر جیمین روی مبل نشستم....
کمی بعد افتخار داد و اومد....بازم واو !!
چقد خوشتیپ شده....
مخصوصا با اون کت شلوار....کلا کت شلوار بهش میاد !!
اونم وقتی که با حالت دادن به موهاش و کروات ترکیب شده باشه....
موندم چطوری کرواتشو بسته ؟! احتمالا به سختی !!
با دیدنش بلند شدم و خیلی تابلو و ضایع محوش شدم....
مطمئن بودم الان نگاهش بهم میوفته و مسخرم میکنه....و اینکارم کرد !!
گفت....
_ شاخ در آوردم اینطور نگاه میکنی ؟! (پوزخند)
کلا محوش بودم و حواسم نبود چی میگم....
گفتم....
+ مگه فرشته ها شاخ دارن ؟! (لبخند)
به خودم اومدم و سرم رو گرفتم پایین....
مطمئن بودم سرخ شدم....که شدم !!
از چونم گرفت و سرمو آورد بالا و لب زد....
_ تو هم خوشگل شدی !!
وای ذوق....
به من گفت خوشگل شدی....عررررر !!
لبخند کوتاهی زدم و تشکر کردم....
دستمو گرفت و باهم از خونه خارج شدیم !!
ادامه دارد....
¹⁸ لایک
__________________________________________________________________
" پروف تغییر کرد "
* پرش زمانی *
الان ساعت ¹⁰ : ⁸ عه و میخوام کم کم آماده بشم....
رفتم یه دوش ¹⁰ مینی گرفتم و برگشتم !!
همونطور با حوله جلوی آینه نشستم و شروع کردم به خشک کردن موهام....
بعد از اتمام کار چند بار شونه رو روشون کشیدم و گوجه ای بالا بستمشون....خیلی خوب شد !!
حالا نوبت چیه ؟!
معلومه....آرایش !!
آرایش سبک اما خوشگلی کردم و از پشت میز بلند شدم....
پیراهن زرشکیم رو برداشتم و با چند بار کشیدن اتو روش چروک هاشو از بین بردم....حالا شد !!
تصمیمم این بود که با کفش پاشنه دار مشکی و یه کت پشمی سفید بپوشمش....
و همینکارم کردم....تا اینجا اوکیه !!
ولی بین اکسسوریا نمیدونم چی بذارم....
کمی گشتم و مورد علاقه هام رو انتخاب کردم....خیلی به استایلم میومد !!
با زدن یه عطر شیرین کار رو تموم کردم....
نگاهی به خودم توی آینه انداختم....واو !!
اگه جیمین بودم خودمو میگرفتم....
چی دارم میگم ؟! بیخیال !!
کیفم رو برداشتم و رفتم بیرون....
رفتم تو هال و منتظر جیمین روی مبل نشستم....
کمی بعد افتخار داد و اومد....بازم واو !!
چقد خوشتیپ شده....
مخصوصا با اون کت شلوار....کلا کت شلوار بهش میاد !!
اونم وقتی که با حالت دادن به موهاش و کروات ترکیب شده باشه....
موندم چطوری کرواتشو بسته ؟! احتمالا به سختی !!
با دیدنش بلند شدم و خیلی تابلو و ضایع محوش شدم....
مطمئن بودم الان نگاهش بهم میوفته و مسخرم میکنه....و اینکارم کرد !!
گفت....
_ شاخ در آوردم اینطور نگاه میکنی ؟! (پوزخند)
کلا محوش بودم و حواسم نبود چی میگم....
گفتم....
+ مگه فرشته ها شاخ دارن ؟! (لبخند)
به خودم اومدم و سرم رو گرفتم پایین....
مطمئن بودم سرخ شدم....که شدم !!
از چونم گرفت و سرمو آورد بالا و لب زد....
_ تو هم خوشگل شدی !!
وای ذوق....
به من گفت خوشگل شدی....عررررر !!
لبخند کوتاهی زدم و تشکر کردم....
دستمو گرفت و باهم از خونه خارج شدیم !!
ادامه دارد....
¹⁸ لایک
__________________________________________________________________
" پروف تغییر کرد "
- ۱۸.۲k
- ۰۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط