{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من صبورم اما

من صبورم اما
به خدا دست خودم نیست اگرمی رنجم
یا اگر شادی زیبای تو را
به غم غربت چشمان خودم میبندم
من صبورم اما
چه قدَر با همه ی عاشقی ام محزونم
و به یاد همه ی خاطره های گل سرخ
مثل یک شبنم افتاده ز غم مغمومم
من صبورم اما
بی دلیل از قفس کهنه ی شب می ترسم
بی دلیل از همه ی تیرگی رنگ غروب
و چراغی که تو را از شب متروک دلم دور کند
من صبورم اما
آه ، این بغض گران
صبر چه می داند چیست
.
حمید_مصدق
———————————————————
دیدگاه ها (۲)

.نه آن جا به ما خوش گذشتنه این جااسم دربه دری ها را سفر گذاش...

فال حافظ که بگیرند همه میفهمندکار عاشق فقط ای کاش به یلدا نر...

ازهمه دورمیشومنقطه ی کور میشومزنده به گورمیشومبازمقابلم #توو...

ڪـــــــاشحتـــــــــــی، یڪ بارلـــابه لای غــــــم دلتنـــ...

در این پهنه‌ی سرد و بی‌انتها، تنها «خودم» مانده‌ام و آیینه؛ ...

ای ماهِ در خون تپیده، ای ستونِ خیمه‌ی جان‌های بی‌قرار...کجای...

​ما، اسیرانِ این نقاب‌های زیبا هستیم؛ محکومیم که در اوجِ شکس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط