{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما به اندوه هایمان

ما به اندوه هایمان
آب و دانه دادیم
پرنده شدند
پرشان دادیم
اهلی تر از آن بودند که تنهایمان بگذارند اما
دوباره برگشتند
با جفتهایشان
دیدگاه ها (۲)

اگر آرامش در کنارش ندارید،باقی داشته هایتان تمام شدنیستتنها ...

اگر به خانه من آمدیبرایم مداد بیاور مداد سیاهمی‌خواهم روی چه...

ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻧﮑﻦ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍﻣﯿﺪﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡﺳﯿﺐ ﺑﺎﺷﯽ ﯾﺎ ﻧﺒﺎﺷﯽﻣﻦ ﮔﺎﺯ...

روی ملودی زندگی‌ام، من سلیقه‌ی تو شدم، و به میلِ تو ساز زدم،...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش دوم_یک چوب خشک از روی زمی...

پارسا که تا چند لحظه پیش تلاش می‌کرد با تکیه دادن به دیوار، ...

نمیبخشمت p.22

"Silent Voice"پارت ¹¹توی راه خاکی که صاف شده بود قدم می‌زدند...

_____پارت ¹⁷ نفرین کوچولو_____آدرنالین در تمام بدنم جریان دا...

📖 آکادمی آستریاپارت پنجم | «دختری که خواب‌ها را می‌دید»بعد ا...

مرد بی رحم

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون 𝗣𝗔𝗥𝗧 : 143✦..................

خانه ای در کنار میدان نبرد پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط