{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ازش پرسید تونستی توی این مدت فراموشش کنی؟

ازش پرسید تونستی توی این مدت فراموشش کنی؟
خاک سیگارش رو تکوندو گفت: آره...!!
توی این ٥ سال و ۳ ماه و ۲۶ روز و ۴ ساعتی که رفته یه دفعه هم بهش فکر نکردم.
دیدگاه ها (۱)

دیدی که سخت نیست تنها بدون من... دیدی که صبح می شود شبها بدو...

گاه دلتنگ میشوم ،دلتنگتر از همه ی دلتنگی ها گوشه ای مینشینم ...

هیـــــچوقت کســی رو پــس نــزن کــه ,دوستــــت داره ... مرا...

درخودنگاه ميكنم كه ببينم خطا كجاست ً. بعدازكمي تامل وقد...

"تو یه روز آفتابی به این فکر میکنی که اگه خودت رو توی گذشته ...

dark life = 40

مانهوا | ill be the matriarch in this life

موضوع وقتی اسمش رو تتو میزنی . **جین:**جین با تعجب پرسید: «ا...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p53صبح روز بعد...نینا از اتاق بیرون اومد....

یه وقت‌هایی حقیقت رو می‌دونی، اما دلت نمی‌خواد باورش کنی.تا ...

کونیچیوا مینا_سان 👋 (مهم⚠️)یه خبری براون دارم!دارم شروع به ا...

سوگواری یعنی مغز تو داره یه واقعیت جدید رو می‌پذیره؛ واقعیتی...

پارت ۱ نگاهی به حلقه ی روی میز انداختم پنج ماه شده بود ! پنج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط