سناریو P
"سناریو" P⁷
pov:اولین نگاه؟
#سونگمین :امروز بهعنوان یهکارآموزی که قراره بهزودی دبیو کنه خیلی خوشحال بودی،چون قرار بود برای امروز یکی از بهترین ووکالیستهای کیپاپ بیاد و برای افرادی مثل تو کمک کنه صداتون بهتر بشه.
همون جور که با ذوق همراه با دوستات منتظر بودی،در باز شد. یه پسری که یه تیشرت گشاد سفید با یه کلاه مشکی نقابدار همراه با یه شلوار بگ لی پوشیده بود پشت سر مدیر وارد شد. وقتی مدیر وارد شد سلام و خسته نباشید بلندی به همه گفت که با تعظیم کردن و گفتن ممنون دستهجمعی ازش تشکر کردید. وقتی ایستادید مدیر شروع کرد به دادن یهسری توضیحات برای برنامه تمرینی امروز:
خب خب اول از همه ایشون کیم سونگمین ووکالیست بویگروپ استریکیدز هست. اول از همه از شما تشکر میکنم که دعوت ما رو برای امروز قبول کردید و وقتتون رو به ما اختصاص داد.
کسی که کیم سونگمین خطاب شده بود کلاهشو درآورد و گرفت دستش،لبخندی زد و با تعظیم کوتاهی گفت:
-خواهش میکنم،امیدوارم بتونم به پیشرفت کارآموزا کمک کنم.
بعد همون جور که مدیرتون داشت توضیح میداد که قراره شما بخونید و سونگمین مشکلاتتون رو بگه،تو نگاهت به سونگمین خیره مونده بود. وقتی فقط اون لبخند کوچیک رو زد و اونقدر مهربون جواب مدیرتون رو داد حس کردی قلبت لرزید. چطوری میتونست انقدر زیبا لبخند بزنه و با مهربونیت خاصی جواب بده؟بهنظر خیلی پسر سافت و کیوتی میومد.
و سونگمین. همون جور که داشت با بیخیالی بین مارآموزا نگاه میکرد و منتظر بود سخنرانی مدیرتون تموم بشه نگاهش روی تو قفل شد. دختری با به کراپ صورتی کمرنگ درحالی که موهای کوتاهش رو با دستش مرتب میکرد و با لبخندی خجالتی داره با دوستش ریز ریز حرف میزنه.
موهات کوتاه اما نسبتا صاف بود و اون لبخندت که روی چهرهات بود تو رو بهنظر سونگمین خیلی کیوت و بامزه نشون میداد. همون سادگی خاصی که توی چهره معصوم و زیبات بود سونگمین رو خیره خودش کرد.
همین شد که تو یه نگاه و به واسطه یه تمرین ووکال،تو و سونگمین در طول مدت این تمرین قلباتون رو به هم باختید!
_Soki
#سناریو #استریکیدز #فیک #کیپاپ
pov:اولین نگاه؟
#سونگمین :امروز بهعنوان یهکارآموزی که قراره بهزودی دبیو کنه خیلی خوشحال بودی،چون قرار بود برای امروز یکی از بهترین ووکالیستهای کیپاپ بیاد و برای افرادی مثل تو کمک کنه صداتون بهتر بشه.
همون جور که با ذوق همراه با دوستات منتظر بودی،در باز شد. یه پسری که یه تیشرت گشاد سفید با یه کلاه مشکی نقابدار همراه با یه شلوار بگ لی پوشیده بود پشت سر مدیر وارد شد. وقتی مدیر وارد شد سلام و خسته نباشید بلندی به همه گفت که با تعظیم کردن و گفتن ممنون دستهجمعی ازش تشکر کردید. وقتی ایستادید مدیر شروع کرد به دادن یهسری توضیحات برای برنامه تمرینی امروز:
خب خب اول از همه ایشون کیم سونگمین ووکالیست بویگروپ استریکیدز هست. اول از همه از شما تشکر میکنم که دعوت ما رو برای امروز قبول کردید و وقتتون رو به ما اختصاص داد.
کسی که کیم سونگمین خطاب شده بود کلاهشو درآورد و گرفت دستش،لبخندی زد و با تعظیم کوتاهی گفت:
-خواهش میکنم،امیدوارم بتونم به پیشرفت کارآموزا کمک کنم.
بعد همون جور که مدیرتون داشت توضیح میداد که قراره شما بخونید و سونگمین مشکلاتتون رو بگه،تو نگاهت به سونگمین خیره مونده بود. وقتی فقط اون لبخند کوچیک رو زد و اونقدر مهربون جواب مدیرتون رو داد حس کردی قلبت لرزید. چطوری میتونست انقدر زیبا لبخند بزنه و با مهربونیت خاصی جواب بده؟بهنظر خیلی پسر سافت و کیوتی میومد.
و سونگمین. همون جور که داشت با بیخیالی بین مارآموزا نگاه میکرد و منتظر بود سخنرانی مدیرتون تموم بشه نگاهش روی تو قفل شد. دختری با به کراپ صورتی کمرنگ درحالی که موهای کوتاهش رو با دستش مرتب میکرد و با لبخندی خجالتی داره با دوستش ریز ریز حرف میزنه.
موهات کوتاه اما نسبتا صاف بود و اون لبخندت که روی چهرهات بود تو رو بهنظر سونگمین خیلی کیوت و بامزه نشون میداد. همون سادگی خاصی که توی چهره معصوم و زیبات بود سونگمین رو خیره خودش کرد.
همین شد که تو یه نگاه و به واسطه یه تمرین ووکال،تو و سونگمین در طول مدت این تمرین قلباتون رو به هم باختید!
_Soki
#سناریو #استریکیدز #فیک #کیپاپ
- ۴۶
- ۰۹ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط