{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت شیشم

(پارت شیشم)


به جونگ کوک آروم گفتم
ـ داری چیکار میکنی؟
# فقط سکوت کن و چیزی نگو
به حرفاش گوش دادم که یهو یه نفر گفت
& به به..! آقای جئون ... میبینم که تنها نیومدی
# خب...ایندفعه دیگه چی میخوای ..
& حالا بیا بشین حرف می‌زنیم
جونگ کوک نشست .. منم کنارش نشستم
& اول باید با این خانم زیبا آشنا بشیم
ـ چرا باید باهاتون آشنا بشم...شما کارتونو بکنید ... اگر هم مزاحم من بشین مطمئن میشم که از اینکه منو ببینید بترسین... فهمیدی ؟
جونگ کوک پوزخند از .. از روی غرور...اون مرد هم لبخندش محو شد و چیزی نگفت... رو به جونگ کوک گفت
& من این دختره زبون باز رو می‌خوام ... اگه اینو بهم بدی باور کن ده میلیارد بهت میدم
# هه...اگه تونستی بگیری من بهت صد میلیارد دلار میدم...اگر نتونستی تو دو برابرشو بهم میدی
& کار اسونیه

بلند شدن به سمت اومدن
دیدگاه ها (۰)

(پارت هفت)مرده دستشو گذاشت زیر چونم...دستش رو گرفتم و پیچوند...

خب....یکم بیشتر باید منتظر پارت نه بمونید ... فردا یا پس فرد...

)(پارت پنج)حیاط مدرسه خارج می‌شدم که برام از شماره ی ناشناس ...

(پارت چهار)# قانون اول ..‌‌.. هیچوقت رو حرف من حرف نزن # قان...

عشق پنهان من

شب تولدم پارت 15 ات: 80 درصد جونگ کوک: نه بابا تهیونگ و جیمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط