{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آمدم زندگی از نو کنم آغاز اگر بگذارند

آمدم زندگی از نو کنم آغاز اگر بگذارند
من و دل دوست شدیم باز اگر بگذارند

بعد یک عمر که بال و پر من را بستند
آمدم باز گشایم پر پرواز اگر بگذارند

گرچه عمری است من و دل شده ایم بیگانه
آمدم با دل خود باز کنم ناز اگر بگذارند

آمدم توی بیابان جفا سبزه و گل کاشت کتم
باغی از نرگس و شب بو و گل ناز اگر بگذارند

سالها قفل سکوت بر لب و بر چانه زدم
آمدم باز شوم شاعر طناز اگر بگذارند

زجفا بسته زبان بودم و مانوس به غم
آمدم تا ببرم غصه به آواز اگر بگذارند

گر مجالی بدهند قاضی و داروغه ی شهر
آمدم عشق دوباره کنم آغاز اگر بگذارند
دیدگاه ها (۱)

می‌شود من به هوای توکمی مست کنمبوسه بر چشم تو و هرچهدر آن هس...

تو شاعرانه ترین ادعای یک غزلیمن آخرین قدم از ردپای بارانمتو ...

راه کج بود نشد تا به دیارم برسمفال من خوب نیامد که به یارم ب...

بغلم کن ، که هوا سرد تر از این نشود !زندگی خوب شود ... باد خ...

امدم تا که بگویم پدرمامدم تا که ببویم گل رویت پدرمجرعه ای نو...

تو بگو دل...تو بگو دل که بـه آهنــگِ دلت ســاز کنم تو بگو عش...

تو بگو دل ! که به آهنگ دلت ساز کنم تو بگو عشق ! که من عاشقی ...

تو بگو دل ! که به آهنگ دلت ساز کنم تو بگو عشق ! که من عاشقی ...

تو بگو دل...🌸❤تو بگو دل که بـه آهنــگِ دلت ســاز کنم تو بگو ...

تو بگو دل ! که به آهنگ دلت ساز کنم تو بگو عشق ! که من عاشقی ...

تو بگو دل ! که به آهنگ دلت ساز کنم تو بگو عشق ! که من عاشقی ...

تو بگو دل ! که به آهنگ دلت ساز کنم تو بگو عشق ! که من عاشقی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط