آمدم زندگی از نو کنم آغاز اگر بگذارند
آمدم زندگی از نو کنم آغاز اگر بگذارند
من و دل دوست شدیم باز اگر بگذارند
بعد یک عمر که بال و پر من را بستند
آمدم باز گشایم پر پرواز اگر بگذارند
گرچه عمری است من و دل شده ایم بیگانه
آمدم با دل خود باز کنم ناز اگر بگذارند
آمدم توی بیابان جفا سبزه و گل کاشت کتم
باغی از نرگس و شب بو و گل ناز اگر بگذارند
سالها قفل سکوت بر لب و بر چانه زدم
آمدم باز شوم شاعر طناز اگر بگذارند
زجفا بسته زبان بودم و مانوس به غم
آمدم تا ببرم غصه به آواز اگر بگذارند
گر مجالی بدهند قاضی و داروغه ی شهر
آمدم عشق دوباره کنم آغاز اگر بگذارند
من و دل دوست شدیم باز اگر بگذارند
بعد یک عمر که بال و پر من را بستند
آمدم باز گشایم پر پرواز اگر بگذارند
گرچه عمری است من و دل شده ایم بیگانه
آمدم با دل خود باز کنم ناز اگر بگذارند
آمدم توی بیابان جفا سبزه و گل کاشت کتم
باغی از نرگس و شب بو و گل ناز اگر بگذارند
سالها قفل سکوت بر لب و بر چانه زدم
آمدم باز شوم شاعر طناز اگر بگذارند
زجفا بسته زبان بودم و مانوس به غم
آمدم تا ببرم غصه به آواز اگر بگذارند
گر مجالی بدهند قاضی و داروغه ی شهر
آمدم عشق دوباره کنم آغاز اگر بگذارند
- ۱.۱k
- ۰۷ دی ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط