{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۶ "اخر"

پارت ۶ "اخر"
ساعت ۱۲ و ۷ دقیقه ظهر_تهیونگ:
ساعت ۱۲ ظهر بود و هنوز‌ جونگکوک تو بغلم خواب بود.منظورم از تو بغلم واقعا تو بغلمه.چون واضحا افتاده بود رو و خوابیده بود.منم از این فرصت استفاده کردم و گوشیم رو برداشتم و از تو اینه عکس گرفتم و تو اینستاگرامم پست کردم.و این بود زندگی پر مشغله و سختی ما که اینجوری ادامه یافت.
اسلاید ۲ برای درک بهتر
دیدگاه ها (۹)

امروز و دیروز و روزهای گذشته را چگونه گذراندهام

فیک تهیونگ مافیایی

چند پارتی..«درخواستی» وقتی نصف شب مریض میشی و دوست پسرت رو ا...

رمان :«پسر عموی جذابم»part :1 ویو «سلین»با صدای آلارم گوشیم ...

رمان

پارت ۶یک هفته بعد_ساعت ۳ و ۲۲ دقیقه ظهر_جیمین:داشتم ناهار ام...

روباه کوچولوی من پارتبیست و پنج .꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚@ویو شوگا ....

آواز عشق♣️part 5♣️ا/ت ویوسوار آسانسور شدیم و رسیدیم پایین و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط