{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۸۶(گزارش شده بود)

پارت ۱۸۶(گزارش شده بود)


ویو یونا:

مشغول عوض کردن لباسم بودم که در باز شدو اومد داخل

+برو بیرون ، مگه نمیبینی دارم لباس عوض میکنم ؟

-چیزی ندید مونده ؟ عوض کن

+ برو بیرون!

دلخور نگاهی بهم کرد و بعد به سمت کمدش رفت و پشتش رو بهم کرد و مشغول درآوردن لباساش شد

+چ...چیکار میکنی؟...

-معلوم نیست ؟ دارم لباسامو عوض میکنم ، امروز نمیرم سرکار



+میخوام برم بیرون ، اما نه باتو!

- نمیشه خوشگلم ، هرجا بخوای بری باید بامن بری

+چرا نمیری ؟ میخوای بمونی که حرص منو در بیاری ؟

-نه ، می‌خوام امروز رو باهم بگذرونیم

+هه ، تو؟ میخوای بامن وقت بگذرونی ؟

-اره، تعجب اوره برات؟

+خیلی

-نباید باشه، خب چیکار کنیم ؟
دیدگاه ها (۱)

پارت ۱۸۷(گزارش شده بود 😑)- نمیشه خوشگلم ، هرجا بخوای بری بای...

پارت ۱۸۸(😑😑)- حق نداری با این اشغالا کبودی های خوشگلی که برا...

پارت ۱۸۵∆ت...تو...ب...بهم...ن...نا...نارو زدی‌....ه..همه ی.....

پارت ۱۸۳ویو هیونجین :بعد از رفتنش سرمو بین دستام گرفتم و نفس...

dark love

#اونـ_مالـ_منهـ𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟖ته:گفتم میریم یعنی میریمکوک:ته نمیخوام...

رمان عشق ممنوع

تکپارتی درخواستی

رمان دخت من

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁷وارد داروخانه شد و به سمت پیشخوان رفت...

آخرین دعا 15

#اونـ_مالـ_منهـ𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟑... :از ته فاصله بگیر این فقط یه هشدار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط