{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیرمردی دیدم که با هفتاد سال سن و پنجاه سال زندگی مشترک ه

پیرمردی دیدم که با هفتاد سال سن و پنجاه سال زندگی مشترک هنوز همسرش را عزیزم، عسلم، خوشگلم صدا میکرد!
.
.
.
خلوتی پیدا کردم و رازش را جویا شدم. گفت: ده سالست که اسمش را فراموش کردم
بفهمه دهنم سرویسه... 😂 😂
دیدگاه ها (۱)

رمان تو خود منی

((جوانه عشق درقلبی سنگی))Part:8[ویوجونگکوک]فاصله ای که بینمو...

عشق پنهان در جادویی تاریک پارت ۱ ویو ات ............امروز خی...

My professor Chapter:2Part:86هیزل بهت زده ، با اخم غلیظی چشم...

Multi-Part: 7When you were pregnant, you went to the gym wit...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 4ویو اومی:رسیدیم. من کمربندم رو باز ...

True Love①(عشق واقعی) مکان: بارا/ت:من باید برم خونه دیروقته ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط