{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نبود اصلا.....فوق فوقش برا ی بستنی کلی گریه میکردم تا

نبود اصلا.....فوق فوقش برا ی بستنی کلی گریه میکردم تا میخریدن ......البته یادمه نامردا وقتی شیش سالم بود منو برده بودن واکسن بزنن بستنی پاک و از این رنگارنگ بهم دادن ....منو گول زدن بعد بردن پیش این دکتره کثافط حتی نذاشت بخورمش آب شد ت دستم
دیدگاه ها (۱۴)

......اووووو هنو دارم تا تموم بشه....اون بی صاحاب بیاد منو ب...

....

نعععع ...اصلا ما بالکن نداریم .......آخیییش

وتا همیشه می ماند......

مافیای من

Otagh baghli Part 50 «ویو ا/ت بعد از مدرسه » صدای قدم هام رو...

.....//برده ی زیبا//.....

مافیای من

𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐧𝐏𝐚𝐫𝐭:9مادرم با آرامش شروع به نوازش کردن من کرد.و با صد...

I can be myself with himPart⁹⁷[ویو نیلسو]سریع از اتاق رفتم ب...

بچها این پارتم توی کپشن میزارممپارت پانزدهم"ویو نیلسو"*منو ب...

پارت: 26 (بخش2) **زاویه دید: زین**فضای راهروی اصلیِ دبیرستان...

دختری که از سرنوشت فرار کرد ۱۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط