{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اونا خوشحال بودن؟

اونا خوشحال بودن؟

بعد از اون روز پسرا خیلی مراقبم بودند
فهمیدم خانوادم هم فقط برای اینکه با سوجون ازدواج کنم بزرگم کردن و الان منو نمیخام اما به درک مهم نیست مهم اینه که الان پیش خانوادم و بچه هامم
دخترم یجی و پسرا یوجون
ما الان کنار هم شادیم ...
مهم اینه...


خب خب پایان فیک
فیک بعدی هم یه مدت دیگه شروع میشه
تا اون موقع خدافظ 🫀
دیدگاه ها (۷)

خب خب خب عسلیا بزن بریم اینجا یه ابشاره هزار تا قصه...اهم بر...

مرسی🤌🤍

و اون کار ادامه داشت تا اینکه اونا اون شبو شبی رویایی کردندد...

گوشی آت زنگ خورد سوجون بودآت جواب داد و گذاشت رو بلند گو سوج...

Part:54. #ریاست.عشق𝐓𝐡𝐞.𝐩𝐫𝐞𝐬𝐢𝐝𝐞𝐧𝐜𝐲...

my chute lovethe last partهیون:یجی گمشو اونور[عربده]یجی:اوپا...

ددی مافیایی ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط