{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#پرواز (۲)

#پرواز (۲)
آن روز
از بسکه زیبا بودی ،
از بسکه شیرین و دلپذیر،
دانستم .
دشوار و تلخ دانستم
که دیگر باز نخواهی گشت ،
دیگر نخواهی آمد پیشم .
آن روز
چسبیده بر سینه ام
چونان کبوتری پرپر می زد
دل مردد گمراهت .
دید آشیانه اش انگاری
بایسته نیست .
دل بر دلم نهاده پچپچه می کردی
( نه ، این شایسته نیست .
من ، طوق ِ دیگری به گردن دارم ،
دست از من بدار ! )
و من به خاطر تو
از خود گذشتم
و کفتر طوقی من
از آشیانه ی ویرانم
پرید .
پرواز کرد و رفت
آن روز دانستم
چه دردناک !
فهمیدم آن روز که نوبتم تمام شده ست ،
و خانه ی دلم برای همیشه
خالی خواهد بود
از فیض ِ حضور عشق.
دست مریزاد !
بانوی خجسته ی میلادی ام !
چه خوشبوست گیسوانت
نوش ِ جان ِ مشام ِ آن روزم !
چه زشت و تلخ
جامه بر تن می درد
” دیوانه ”
و آفتابگردانی پیر و سرسنگین
آنک !
تا سر بر افرازد
از خورشیدی دوباره
در اشراق
و سفسطه شاعر
در ناتوانی ِ کلام ، شعر و ترانه ای …
هیهات !
هیهات !

بردار،الان ببین پیجمو ی پست سنجاق میکنم

#ابراهیم_منصفی #رامی_جنوب
#بندر عباس
#چوک‌بندر
#هرمزگان‌زیبا
#ویسگون
دیدگاه ها (۱)

#روایت...مردی که روز و شبغیر از ستایش و عبادت مهتابکاری نداش...

#طرحِ‌دشواریِ‌عشقِ‌من...هوای فصلی دیگر در سرم بود کهاز هیچست...

#تربیع_سوم...تا بن دندانفرو شده ستبر گلوگاهمآن دهان شگفت .با...

#شبانه ی سوم...بیهوده بود مهربانیهیهات!مثل دویدن در پی بادمث...

#یادش به خیر...یادش به خیر بانوی منچه نازنانه دختری بودچه قد...

#لب‌ها‌و‌موهایش‌بوی‌دریا‌می‌دادند...انگار همین لحظه از دریا ...

نام داستان:فاصله ی من تا خدانویسنده: عاطفه شعبان پورژانر:ترا...

♨️پیشروی نیروهای مسلح یمن در تعز🔹️ تسلط بر ارتفاعات «الراسن»...

♨️موج حملات دموکرات‌های آمریکا به جنگ‌افروزی ترامپ علیه ایرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط