{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمـᩘـان:: گنگׄـــꨭ᪤ـستر دردᩘسر سا^᪲ز مـ𑄽୧ـن

رمـᩘـان:: گنگׄـــꨭ᪤ـستر دردᩘسر سا^᪲ز مـ𑄽୧ـن
(پـ꩜ـارت او^᪲ل)
رمـᩘـان:: گنگׄـــꨭ᪤ـستر دردᩘسر سا^᪲ز مـ𑄽୧ـن🫐
(پـ꩜ـارت او^᪲ل)
سلام، اسم من کیم میا هستش. ۱۶ سالمه و تو کره جنوبی زندگی می‌کنم. دانشگاه سئول درس می‌خونم و تا همین اواخر همه‌چی واقعاً خوب پیش می‌رفت؛ کلاس‌ها، برنامه‌ها، حتی روزمرگی‌هام… همه‌چیز مرتب.
تا اینکه یک روز، سر و کله‌ی یک نفر تو دانشگاه پیدا شد.
ممکنه بگید «خب یه دانش‌آموز جدید باشه دیگه.»
ولی نه… این یکی از اون آدم‌ها نبود.
همون نگاه اول فهمیدم با بقیه فرق داره. و بدتر از همه، خیلی زود معلوم شد که قرار نیست «فقط بیاد و بره».
قرار بود دردسر درست کنه.
کای (گنگׄـــ᪤ـستر مدرسه)
من «کای مین وو » هستم. ۱۸ سالمه. آره، می‌دونم… باید از بیرون شبیه یه دانش‌آموز معمولی دیده بشم، اما معمولی بودن برای من معنی نداره. من برای یک مأموریت اومدم کره، توي دانشگاه سئول… ولی راستش رو بخواید، همون مأموریت هم تبدیل شد به دردسر.
(میا)
مثل هر روز داشتم می‌رفتم مدرسه—یا بهتره بگم مسیرِ همیشگی رو طی می‌کردم که یهو دیدم یه پسر جلوی راهم ایستاده.
نمی‌شناختمش، ولی حالتش جوری بود که همون لحظه اعصابم خورد شد.
سرمو آوردم بالا و با بی حوصلگي گفتم:«برو کنار.»
انتظار داشتم مثل آدم بره کنار، اما نرفت. با پرویی تمام گفت:«اوه...اگه نرم کنار؟!»
عصبي بودم. حال نداشتم جوابشو بدم، آروم سرمو خم کردم:« شاید خوشت نیاد کاري که بعدش میخوام انجام بدم.»
و بعد آروم رفتم سمت در مدرسه، نیشخندی زدم،خوب حالشو گرفته بودم.
.
.
‌‌.
تادااا ایـنׄـ꩜ـمـــم پ︪︩آرت جـدᩘیـد!🐰💫
لـایــׄ ۪۪ ـꨭ᪤ـکـــا زیاد باشــྀིྀــهه دو پــــᩘآرت مـیـ︪︩ׄᩘــدمم عـروســــׄ ۪۪ ـꨭ᪤ـکــــــم::💗🌟
دیدگاه ها (۴)

رمـᩘـان:: گنگׄـــꨭ᪤ـستر دردᩘسر سا^᪲ز مـ𑄽୧ـن🫐(پـ꩜ـارت دو^᪲م)ک...

رمـᩘـان:: گنگׄـــꨭ᪤ـستر دردᩘسر سا^᪲ز مـ𑄽୧ـن🫐(پـ꩜ـارت سـ^᪲ـوم...

بـزᩘودی پــྀིྀآرت گـــׄ ۪۪ ـꨭ᪤ــذآري مــــᩘیشــ꩜ـه!!💗🌟

رمـᩘـان:: گنگׄـــꨭ᪤ـستر دردᩘسر سا^᪲ز مـ𑄽୧ـن🫐(پـ꩜ـارت بـیـׄ ۪...

رمـᩘـان:: گنگׄـــꨭ᪤ـستر دردᩘسر سا^᪲ز مـ𑄽୧ـن🫐(پـ꩜ـارت چـهـ^᪲ـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط