{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان گنگستر دردسر ساز من

رمـᩘـان:: گنگׄـــꨭ᪤ـستر دردᩘسر سا^᪲ز مـ𑄽୧ـن🫐
(پـ꩜ـارت سـیـزׄ ۪۪ ـꨭ᪤ـدهــم)
چشم‌هاش دوباره ثابت شد رو من. انگار منتظر بود جواب بدم و می‌شد دید که یه جورایی نگران جواب بود. انگار می‌دونست این سوال از اون تهدید قبلی‌ها هم مهم‌تره.
من از حرفای کای واقعاً کلافه شده بودم و گفتم: «بسه کای، خسته شدم، ولم کن.»
کای هنوز پی‌ قضیه بود و دستم رو گرفت و با اخم گفت: «نه، تا وقتی هیچی نگی ولت نمی‌کنم.»
هاج و واج مونده بودم. چجوری بهش می‌گفتم؟ داشت سعی می‌کردم دستشو بکشم تا بره، ولی کای جلوم سبز شد. انگار خیلی می‌خواست قضیه رو بدونه.
کای دستمو محکم‌تر گرفت، انگار که می‌خواست این بار واقعاً جواب بگیره. نگاهش بین چشمای من، سر خورد و دوباره برگشت به چشم‌هام. یه لبخند خیلی کوچیک و مرموز روی لبش اومد.
«البته… شاید هم دنبال من بودی؟» بعد با همون لحن آروم و خونسرد ادامه داد: «فقط بگو اونجا چیکار می‌کردی؟ دنبال چی بودی؟ شاید بتونم کمکت کنم… یا شاید هم…»
حرفشو نصفه گذاشت و با همون لبخند مرموز، منتظر جوابم موند. برق شیطنت توی چشم‌هاش بیشتر شده بود و مشخص بود که داره از این موقعیت لذت می‌بره.
کای هنوز لبخند مرموزش رو حفظ کرده بود. «چون رفتار تو بهم شک میده، میا. اونجایی که بودی… و اینکه چرا سعی می‌کنی ازم پنهونش کنی؟ فقط کافیه بگی چی شده. شاید من بتونم درک کنم. یا شاید… بخوام بیشتر ازش بدونم.» نگاهش دوباره به سمت چشم‌هام کشیده شد و بعد با لحنی که انگار رازی رو می‌دونست، ادامه داد: «ولی خب، شاید هم چیز دیگه‌ای در جریان باشه که من ازش بی‌خبرم… چیزی که باعث می‌شه اینقدر رنگت پریده باشه؟»
احساس کردم دارم توی چشم‌های کای گم می‌شم. حرف‌هاش هم تهدید بود و هم یه جورایی دعوت به اعتراف. می‌دونست که کای خیلی باهوشه و داره مستقیم به نقطه‌ی حساس قضیه اشاره می‌کنه. نفس عمیقی کشیدم و سعی کردم‌ خودم رو جمع و جور کنم.
«کای، من…»

.
.
.
.
فداتون شمم تو کامنت ها بگید رمانمم خوبه یا نههه💞🌟
دیدگاه ها (۰)

رمـᩘـان:: گنگׄـــꨭ᪤ـستر دردᩘسر سا^᪲ز مـ𑄽୧ـن🫐(پـ꩜ـارت چـهـارׄ...

رمـᩘـان:: گنگׄـــꨭ᪤ـستر دردᩘسر سا^᪲ز مـ𑄽୧ـن🫐(پـ꩜ـارت پـانـزׄ...

رمـᩘـان:: گنگׄـــꨭ᪤ـستر دردᩘسر سا^᪲ز مـ𑄽୧ـن🫐(پـ꩜ـارت دواׄ ۪۪...

رمـᩘـان:: گنگׄـــꨭ᪤ـستر دردᩘسر سا^᪲ز مـ𑄽୧ـن🫐(پـ꩜ـارت یـازدׄ ...

رمـᩘـان:: گنگׄـــꨭ᪤ـستر دردᩘسر سا^᪲ز مـ𑄽୧ـن🫐(پـ꩜ـارت چـهـ^᪲ـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط