{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن سوی اینه

آن سوی اینه
P25
دستش رو به دورم حلقه کرده بود
(ویو ا.ت ، چند ساعت بعد)
چشمام بسته بود
گرمای نفسی به پشت گردنم میخورد
مطمئنم بودم که اونه
دستاش هنوز به دور کمرم حلقه بود
احساس آرامش تموم وجودمو فرا گرفته بود
دستم روی دستش گذاشتم و نوازشش میکردم
!!؟!
بوسه ی ریزی به سرم زد
با صدایی خواب آلود گفت
_ بیداری؟
+ آره
برگشتم و توی صورتش نگاه کردم
سرش رو نزدیک صورتم کرد
لباش رو روی لبام گذاشت
مک های ارومی میزد
چشمام رو بسته بودم و فقط همراهیش میکردم
ازم جدا شد
و سرش رو به سمت گردنم برد
لباش رو روی گردنم گذاشت
کیس مارک های آرومی میزاشت
کم کم محکم کیس مارک میزاشت
روم خیمه زد
دستش رو به سمت دکمه های لباسم برد
یکی یکی بازشون کرد
.......هم باز کرد و درش آورد
بهش نگاه میکردم و هیچ حرفی نمی‌زندم
_ اینجوری بهم نگاه نکن ......عروسک
دیدگاه ها (۱۹)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 175♡⁠。⁠)⁩اول به...

او به ارامی دستش را دور شونه ی دکو انداخت و اون را به سمت خو...

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۳یه روز با یه دوست پسر هم‌کلاسی ...

پارت ۴ویو بلااون حرکت چیزی نبود جز اینکه جونگ کوک دستشو برد ...

do you like it پارت⁹«فردا صبح»⁰⁹:⁰⁶با دستمال دستاش رو تمیز ک...

به مناسبت تولد "RM"

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط