{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه جوری مینویسن دیگه تا آخر امتحانا نمیایم

یه جوری مینویسن دیگه تا آخر امتحانا نمیایم

انگار خودشون تصمیم گرفتن...






خو بگو مامانم گوشیمو میگیره نمیزاره بیام !

والاااا بخدا...
نخند ..
جدی میگم...


Nafas
دیدگاه ها (۳)

دمش گرم...باران را می گویم...ب شانه ام زدو گفت:خسته شدی...تو...

شراب میخواهم...موسیقی....و یک عالمه تنهایی...باید خندهایت و ...

پروردگارا! مرا بضاعت به قدریست که نمیدانم درحق دوستانم...

خدایا التماست میکنم همه دنیایت ارزانی دیگران! ولی آنکه دنیای...

نرسه مرگ این رویا ....هر شب که می‌رسه با کوله باری از خستگی ...

سناریو واکاسا پارت۲

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p50تمام راه، هزار بار تصمیم گرفته بود هیچ...

سه روز از اون شب گذشته. سه روز که توی خونه مثل دو تا غریبه ز...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p3«دیشب بابابزرگم یه چیز عجیب تعریف می‌کر...

خنده ی ممنوعه.

پارت ۱: شروعِ یه ماجراجوییِ دیوانه‌وار!سئول همیشه حس عجیبی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط