به خواب از آن نرود
چشم خستهام تا صبح
که همچو مرغ شب
افسانه گوی خویشتنم
به روزگار چنان رانده گشتم از هر سوی
که مرگ نیز نخواند بسوی خویشتنم
#رهی_معیری
به خواب از آن نرود
چشم خستهام تا صبح
که همچو مرغ شب
افسانه گوی خویشتنم
به روزگار چنان رانده گشتم از هر سوی
که مرگ نیز نخواند بسوی خویشتنم
#رهی_معیری
- ۳۲۹
- ۲۴ خرداد ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط