{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می‌خواستم زندگی کنم،راهم را بستند

می‌خواستم زندگی کنم،راهم را بستند
ستایش کردم،گفتند خرافات است
عاشق شدم،گفتند دروغ است
گریستم،گفتند بهانه است
خندیدم،گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید،می‌خواهم پیاده شوم !
دیدگاه ها (۱)

آدم هرچقدر هم که خودش رابه کوچه ی علی چپ بزندهرچقدر هم که خو...

گفتن دوستت‌ دارم همیشه شبیه دل به دریا زدن است، رها ڪردنِتیر...

آدم ها به همان خونسردیکه آمده اندچمدانشان را می بندند ؛و ناپ...

پنج سال پیش، با کلی رویا و شاید کمی تنهایی وارد این مسیر شدم...

پارت ۱۰صبح، جونگکوک یک کیف جلوی من گذاشت._لباس بردار.متعجب ن...

های، این هان جیسونگه، پسر تولدی امروز.خیلی خوشحالم که تونستم...

‏🐿[۲۱:۰۷ ~ ۲۱:۰۸ به وقت آرژانتین]سلام، من هان جیسونگ، صاحب ت...

ای آنکه مرا برده‌ای از یاد، کجایی؟بیگانه شدی، دست مریزاد، کج...

پیام هانیییی

I don't know my own roots Now it's bothering meI've always w...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

سرنوشت(ویو شوگا)صبح روز بعد تصمیممو گرفتم.دیگه نمی‌خواستم را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط