{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part

part ⁹ ...............

با مرور اطلاعات ماموریت یه اسم آشنا ذهنشو درگیر کرد ، اوسامو ... این خاندان دیگه تو مهمونی اوگای ها چیکار میکرد ؟


جواب این سوال رو فقط موری میدونست و برای دیدن موری هم باید تا شب صبر میکرد پس این سوال مزخرف رو از ذهنش بیرون کرد .

حضور اعضای خاندان اوسامو تو مراسم نشون دهنده ی مراسم بود که تو همچین مراسم و موقعیت هایی اکثرا این ورلاین بود که برای گفت و گو و نشست می‌رفت تا ارتباطات بین خاندان خودمون با بقیه ی خاندان ها رو حفظ و گسترش بده .


پس حضور چویا ، مهره ی بازی پدرش تو مراسم صرفا به خاطر توانایی بالاش در مبارزه بود که از اون یه محافظ مناسب میساخت .

بعد از مدتی با تنگری که خدمتکار بهش زد از تخت بلند شد و ترجیح داد یه دوش قبل از بیرون رفتن بگیره ، پس به حموم رفت .

بعد از شروع یک روز تکراری دیگه برای چویا ، دازای تازه نصف روزش رو گذرونده بود.

_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
دیدگاه ها (۰)

part¹⁰ ...............داخل حیاط پرورشگاه قدم میزد و به بچه ه...

part ⁸ ................روی تخت نشست و ارتباط چشمی با مرد مو ...

part ⁷ ................بعد از باز شدن در زندان مانند ورودی ،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط