{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p........۲۰

p........۲۰


لئو...در حال تحقیق در باره قتل گروه سایه بود

چن ژیوان..زود بیایید اینجا من یه چیزی پیدا کردم
لئوو.. و دینگ یوشی رفتن به سمت چن ژیوان
چن ژیوان..اتیش گرفتن گروه سایه فهمیدم از کجا شروع شده

لئوو..از کجا
چن ژیوان..این سکه
لئوو..این سکه چه معنایی داره

چن ژیوان..این سکه با نگاه اول فکر میکنی یه سکه معمولی هستش اما چیز هایی روش هک شده که یه طلسم فوق حرفیه

دینگ یوشی..چجوری میشه باهاش کار کرد

چن ژیوان..اول از همه طلسم رو چند نفر میزاری و با این سکه میتونی اونارو اتیش بزنی اما این کار برای کسایی که حتا تو طلسم مهارت دارن کار سختی هست

لئوو.. پس یکی بین ما وقتی در حال اعتراف گرفتن بودیم اونارو اتیش زده و کسی متوجه نشده

چن ژیوان ..امکانش هست یکی لباس سرباز ها یا خدمتکارارو برداشته باشه و آتیش زده باشه
دینگ یوشی..پس یعنی کسی که این کارو کرده مهارت خیلی خواستی داشته باشه

لئوو..و باید تو طلسم سازی مهارت داشته باشه
دینگ یوشی.. با این چیزایی که شماها میگید فقط میتونه یه نفر از قلمروی سلیب اتش باشه

لئوو. یعنی امکانش هست

دینگ یوشی.. نمیخوام بین نیانگما و سلیب اتش خراب کنم اما به نظرم کسایی که با ولیعهد سلیب اتش اومدن زیر نظر بگیرید

چن ژیوان..موافقم این کار فقط از دست آدم های سلیب اتش بر میاد

لئوو..نگران نباشید در موردش اقدام میکنم
چن ژیوان.. همین کارو بکن

شب شده بودژان خوابش نمیبرد رفت بیرون که قدم بزنه یهو ییبو دید میخاست بره ازپشت بترسوندش کع یهو دید ییبو داره بایه دختر حرف میزنه.

ژان..نکنه ییبو باهاش قرار گزاشته
ییبو..خب بگو ببینم چیکارکردین

شی چو.‌قربان اگه پیغامی دارید بدین دسته من
ییبو..قبلااز هرچیزی حواست به لی هن باشه
شی چو‌‌..راستش چندروز پیش از قدرتش استفاده کرده و فکرکنم حافظش داره برمیگرده بنطرم بکشیمش قبلز اینکه برامون دردسربشه

ییبو..هنوز نه هنوزیه استفاده هایی ازش دارم
فعلا برو این نقشه رو برسون دست پدرم
شی چو..این نقشه چیه؟

ییبو..نقشه دقیق مکان مخفی
شی چو..چشمم میرسونم دستشون من دیگه میرم
ییبو..به پدرم بگو بزودی بهش ملعق میشم و نقشه واقعیمونو عملی میکنیم

ژان جلو دهنشو گرفت باخودش گفت
ژان..یعنی پدرم راست میگفت که حواست باید بع ییبو کاراش باشه

ژان باکم ترکین صدا برگشت به اتاقش


لی هن یه جاییی از جنگل بی هوش افتاده بود وداشت یواش اروم میگفت
لی هن..قربان ‌‌‌‌..‌....ژان....ژان ....یه جاسوسه
اون بخاطره ماموریتش که پدرش بهش صفرده کنارشماهست
دیدگاه ها (۰)

p...21چن ژه یوان متوجه نشان گروه سایه شد و با لئوو و دینگ یو...

p...22لیژان تو اقامتگاهش نشسته بودو باخودش میگفتلیژان..اگه د...

p......19لیژان..من بعین ازدواج راضی نیستم ژان هم همینطورلیژا...

p...18لیژان و وانگ رسیدن به مالی شان و رفتن که اماده بشن برن...

مـــــــــــرواریــــــــــد ســــفــــــیـــــــد::::: Par...

سناریو ساسونارو

#عاشق_خونش_یا_بدنش پارت۸<از زبون فیلیکسفیلیکس : باشه پش..به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط