{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p²

p²

_ چ.چرا

+ جیمین من ازت میترسم.. من هنوز جوونم گیر یه مافیای روانی سادیسمی افتادم که هرلحظه میتونه منو بکشه *گریه*

_ ولی این روانی سادیسمی عاشقته *بغض*

+ من این عشقو نمیخوام.. میدونی چندبار کتکم زدی؟ *گریه*

_ من قول میدم.. قول میدم کنترلش کنم.. خواهش میکنم ازت *اشک*

+ همیشه همینو میگی جیمین.. ولی دفعه بعد بدترش میکنی.. چرا نمیفهمیییی.. منم عاشقتم.. ولی یه چیزی به نام ترس نمیزاره این عشقو ادامه بدم *گریه شدید*

_ا.اما

+ نمیخوام صداتو بشنوم بس کن *گریه*

// پایان فلش بک //

جیمین ویو:

از وقتی ات ولم کرده داغون شدم..

دارم سعی میکنم سادیسممو درمان کنم..

ولی انگار بخشی از منه و جدا نمیشه..

متنفرم از این سادیسم لعنتی

یک سال نیم میگذره از رفتن ات

دلم هرروز بیشتر از دیروز براش تنگ میشه..

برای بغلای نرمش..

لباش..

دست و پاش..

بدنش..

خنگی و کیوتیش..

بابایی صدا زدناش..

قهر کردناش..

لوس کردناش..

بوس کردنای کوچولوش..

چشماش..

وای.. من نابود شدم

نمیتونم تحمل کنم..

بلند داد کشیدم..

_ دیگههههه نمیکشمممممم... مممننننن اااتتتمممووو مممییبخخخووواااممممم *عربده و گریه *

دوزانو رو زمین افتادم.. از وقتی سعی دارم سادیسممو درمان کنم..

قلبم تیر میکشه..

دستمو محکم روی قلبم فشار دادم

_ این قلبِ بی صاحب چرا واینمیستهههه *داد و گریه*

« عه خدانکنه »

تهیونگ.. بهترین دوستم وارد اتاق شد..

× جیمین!

دوید سمتم

_ ولم کننن *گریه*

× نفس عمیق بکش اروم باش..

_ تهیونگ نمیتونم میفهمی نمیتونم؟! تو مگه درک میکنی جدا شدن از عشق زندگیت چه حسی داره؟ *گریه و داد*

× جیمین تروخدا اروم باش.. * نگران*

دیگه داشتم از حال میرفتم..

تهیونگ بهم یه لیوان اب داد

خوردم..

_ حتی نتونستم ذره ای ازش باخبر بشم..
دیدگاه ها (۱۱)

The Little Witness(شاهد کوچک )Part:6ولی بازم جواب ندادم .......

چند پارتی جیمین.وقتی بهت خیانت کرد... و خودش جلوی پاهام زانو...

سناریو(درخواستی):وقتی باهاشون قهری و یه مهمونی دعوت شدید و ا...

وقتی عموت بود

پسر بد (61)

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:19ا.ت:چون نذاشتی بگم*بلن...

چند پارتی درخواستی

my neighbour's friend:part7ویو یونگی:وقتی خواستم به اون جنده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط