{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از شادابی باغ زمردِ کودکی

من از شادابی باغ زمردِ کودکی
به راه افتاده بودم
آیینه‌ها انتظار تصویرم را می‌کشیدند
درها عبور غمناک مرا می‌جستند
و من می‌رفتم
می‌رفتم تا در پایانِ خودم فرو افتم ...
#سهراب_سپهری
دیدگاه ها (۳)

-این مردم چیزی نیست که در یکدیگر نبینند و خرابش نکنند؛ سلامت...

من از کدام جهت رو به نیستی رفتم؟کجا تمام شدم از عبور نیلوفر؟...

‌صدایت می زنمگوش بده قلبم صدایت می زندشب گرداگردم حصار کشیده...

پارت دومپشت در، کسی منتظرم بودتاریکی...همه‌جا را تاریکی گرفت...

سفیر کبیر Grand Ambassador

از هوش مصنوعی سوال کردم:اگر یک روز انسان می شدی در آن یک روز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط