{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انگشتانت را قرض می خواهم برای شمارش روزهای نبودنت. قرار ن

انگشتانت را قرض می خواهم برای شمارش روزهای نبودنت. قرار نبود آنقدر دور باشیم که شمارش روزها از دستمان برود. دیگر مردی شدم برای خودم. مردی که خیلی وقت است به پای تو پیر شده. به پای نبودنت و ندیدنت.
همین دلیل خوبی است تا به همه آنها که گرد بودن زمین را ثابت کرده اند بگویم که سخت در اشتباه اند. اگر حق با آنها بود، بی شک تا به حال حداقل یکبار گذرمان به یکدیگر افتاده بود. من این مو ها را در آسیاب سفید نکرده ام. همه اش تقصیر توست. تقصیر توست که موهای سفید به چشم هیچ کس نمی آید غیر از تو. مطمئنم هیچ کس مثل تو حواسش به من نیست. هیچ کس...
دیگر احتیاجی به انگشتانت نیست برای شمارش روزهای دوری. حالا می نشینم و موهای سفیدم را می شمارم. ای کاش زمین لااقل گرد بود....

متنهای ادبی رادیو هفت
دیدگاه ها (۱)

فریــاد کـن رسول،کــه دنیــا بـرای توستامـــروز قـلـبِ عــال...

جنگل نفرین شده پارت ۲۱

سناریو: ماه سرخ

پارت ۵۵خورشیدِ صبحگاهی به آرومی از پرده‌هایِ سنگینِ اتاقِ طب...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش دوم_هیچکس حال نمک ریختن یا...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش اول_دنیا پر از آدم‌هایی است که همدیگر را گ...

حتما بادیگارد بهشون گفته بود مه اینا از اون مهمون های مهم و ...

چند پارتی بازی ممنوع

سوگندِ خون و برف» —“Oath of Blood and Snowتضادِ خشنِ دنیای م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط