{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

📝

📝

ما از دلگیریِ روزهایمان، به "شب" پناه مے بردیم،
و از دلتنگیِ شب هایمان، به روز...
و اینگونه بود ڪه تمامِ جوانیِ مان؛
در ناتمامِ یک انتظار، "تمام" شد...

👤نرگس صرافیان طوفان
دیدگاه ها (۰)

#فاضل_نظریچو قناری به قفس؟يا چو پرستو به سفر؟هيچيك!من چو كبو...

در این جادو شب ِ‏پوشیده از برگِ گلِ ڪوڪب...‏دلم دیوانه بودن ...

اگر روزے کسے از من بپرسدچندے که در روے زمین بودے چه کردی؟من ...

#احمد_شاملومگذار دیگران نام تو را بدانند!!همین زلالِ بی‌کران...

ما از دلگیریِ روزهایمان ، به “شب” پناه می بردیم ،و از دلتنگی...

« شیطون کوچولوی من »فصل سوم۳( ترجیحاً اول ورق بزنید بعد بخون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط