خورشید به دل کوه می رود
خورشید به دل کوه می رود
و شب شنل تاریکی اش را به تن می کند
این زمانی خواهد بود برای عشق من
تپش قلبم از گام هایم سریع تر است
امروز هم به سوی تو می آیم
گریان ، خندان و گریان
در تنهایی ، دلتنگ تو هستم
سیمای تو را که بر روی گلبرگ های قرمز منعکس شده
با اشک هایم پاک میکنم
با نگاه کردن به چهره تو
ناخودآگاه با تو می خندم
گرچه ، می دانم این رویا نمیتواند به واقعیت بپیوندد
پس از چشمانم همچنان اشک سرازیر خواهد بود...
و شب شنل تاریکی اش را به تن می کند
این زمانی خواهد بود برای عشق من
تپش قلبم از گام هایم سریع تر است
امروز هم به سوی تو می آیم
گریان ، خندان و گریان
در تنهایی ، دلتنگ تو هستم
سیمای تو را که بر روی گلبرگ های قرمز منعکس شده
با اشک هایم پاک میکنم
با نگاه کردن به چهره تو
ناخودآگاه با تو می خندم
گرچه ، می دانم این رویا نمیتواند به واقعیت بپیوندد
پس از چشمانم همچنان اشک سرازیر خواهد بود...
- ۱.۴k
- ۱۳ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط