{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۲
یونا ویو
امروز رفته بودم برای این سوهوی عوضی مواد ببرم که دستمالی جلوی دهنم حس کردم و سیاهی مطلق

تهیونگ ویو
بلاخره اون یونای هرزه رو پیدا کردم
رفتم و بیهوشش کردم ولی چرا نواد دستش بود موادا رو گرفتم و دور اندختم (تهیونگ پسرم حیف بودااا )😅
از دید یونا بهوش اومدم دیدم به صندلی بسته شدم شروع کردم داد زدن که یهو دیدم تهیونگ اوند داخل و دستامو باز کرد از سر هیجان بغلش کردم اما اون پرتم کرد رو زمین که سرم کمی شکست کمر بندشو در اورد و شروع کرد به زدنم کلی داد زدم خیلی درد داشت بعد از ۳۰ مین تهینگ گفت :نه اینجوری حال نداد اوند و شرو ع کرد به در آوردن لباسام



پارت بعدی اسمات
دیدگاه ها (۱)

پارت ۳ لباسای منو در آورد لباسای خودشم در آورد گفت :بیا روی ...

پارت ۵تهیونگ رقت وسایل رو از پشت در اتاق برداشت و روی میز چی...

من همان عشق اربابم هستم پارت ۱ سلام من یونا هستم ۲۳ سالمه دو...

وای خیلی خوبی تو کوکییییی❤❤

وانشات فیک تهیونگ

فیک تهکوک. (Love × war) پارت⁴تهیونگ ویو((ازش دور شدم. لعنت ،...

وانشات فیک تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط