ناخون هات رو ه نو اونها تز و برنده بود روبشتر از قبل
ناخون هات رو كه نوك اونها تيز و برنده بود رو،بيشتر از قبل تو گردنش فرو كردى و دمِ عميقى از عطرش گرفتى.
بوىِ ترس نميداد.اون پسره عوضى هيچوقت بوى ترس نميداد و همين موضوع هم هميشه اعصابت رو خورد ميكرد:
"پس انتخاب كن!"
"مردن به دست تو،هر نوعش جالب بنظر ميرسه!"
تابى به چشمهات دادى و نگاهت رو، از چشمهاش به سمتِ گردنش سوق دادى.
ردِ خونِ بجا مونده از خراش افتادن روىِ گردنش،بخاطر ناخون هاى تيزت رو شكار كردى و ناخودآگاه لبخندى از جنسِ رضايت روىِ لبهات نشست:
"خونت خوشمزه بنظر ميرسه!"
جیمین اما،بى توجه به سوزشِ گردنش نيشخندِ روىِ لبهاش پررنگتر از قبل شد:
"خب،پس چرا امتحانش نميكنى؟"
لبخندِ روىِ لبهات،كم كم محو و مردمكِ چشمهات،آروم آروم به رنگِ زرد دراومد.
بوىِ ترس نميداد.اون پسره عوضى هيچوقت بوى ترس نميداد و همين موضوع هم هميشه اعصابت رو خورد ميكرد:
"پس انتخاب كن!"
"مردن به دست تو،هر نوعش جالب بنظر ميرسه!"
تابى به چشمهات دادى و نگاهت رو، از چشمهاش به سمتِ گردنش سوق دادى.
ردِ خونِ بجا مونده از خراش افتادن روىِ گردنش،بخاطر ناخون هاى تيزت رو شكار كردى و ناخودآگاه لبخندى از جنسِ رضايت روىِ لبهات نشست:
"خونت خوشمزه بنظر ميرسه!"
جیمین اما،بى توجه به سوزشِ گردنش نيشخندِ روىِ لبهاش پررنگتر از قبل شد:
"خب،پس چرا امتحانش نميكنى؟"
لبخندِ روىِ لبهات،كم كم محو و مردمكِ چشمهات،آروم آروم به رنگِ زرد دراومد.
- ۵.۸k
- ۱۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط