{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا نگاهم سمت چشمانت کمی تنظیم شد

تا نگاهم سمت چشمانت کمی تنظیم شد
ناگهان چشمان من در چشم تو تعمیم شد
مثل یک نقاش ماهر با قلم مویی نفیس
نقش زیبای تو بر روی تنم ترسیم شد
آنچنان هرم تنت بر جان من تاثیر کرد
زخمهای کهنه ام هم یک به یک ترمیم شد
تا به آغوشت رسیدم ناگهان قلبم گرفت
لمس اندامت برایم گوییا تحریم شد
تا نفسهای تو را دیدم نفس بند آمد و...
بغض من یکباره در بین گلو تسلیم شد
بت پرستم کردی و اینگونه درگیرت شدم
عشق من بین خدا و عشق تو تقسیم شد
عشق زیبای تورا اسطوره کردم در جهان
اینچنین عاشق شدن بر عاشقان تفهیم شد
دل که نه، در راه تو من شیره جان میدهم
کل اجزای تنم در پای تو تقدیم شد....
دیدگاه ها (۱۴)

تا نگاهم سمت چشمانت کمی تنظیم شد ناگهان چشمان من در چشم تو ت...

تا نگاهم سمت چشمانت کمی تنظیم شدناگهان چشمان من در چشم تو تع...

تا نگاهم سمت چشمانت کمی تنظیم شدناگهان چشمان من در چشم تو تع...

تا نگاهم سمت چشمانت کمی تنظیم شدناگهان چشمان مندر چشم تو تعم...

💞 تا نگاهم سمت چشمانت کمی تنظیم شد💞 ناگهان چشمان من ...

می روم تا درو کنم خود را از زنانی که خیس پاییزند از زنانی ...

🌺ماجرای فاطیما و معجزه حضرت فاطمه زهراء(س) در کشور پرتقال🌺

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

گذر زمان از سه ۳ سالگی تا یازده ۱۱ سالگی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط