{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ گردبادے در هـــــوای ساحلی طوفانی ام

‍ گردبادے در هـــــوای ساحلی طوفانی ام
رعشـــــه ها زد روی امـواج دل بارانی ام
بی نفس در التماسم صـخره ها را می‌درم
زورقی افتاده بر گل شـکل ســرگردانی ام
در دل تاریک دریا چون صـدف پنهان شدی
جستجویت می ڪنم در ظلمت ویرانی ام
سرنوشــــــتم می ڪشد بر مســلخ دار بلا
در نگاه ســرد چشـــــمت تا ابد زندانی ام
پشت دیوار بلنـــد پلـــڪ هاے هـــر شبم
گریه پــنهان کرده ام در خلوت پنهانی ام
در قـــــمار با تـو می بازم دل خود را ،ولی
می زنم دل را بہ دریا هر طــرف می رانی ام
در تپــش با قلـــــب بیمارم مـــــدارا می کنم
نیش خود را می زنی ، با طعنه می رنجانی ام
دیدگاه ها (۴)

تا نگاهم سمت چشمانت کمی تنظیم شدناگهان چشمان من در چشم تو تع...

پنهان و آشکار به یادت گریستم چون ابر نوبهار به یادت گریستمدل...

ای خدا فاصله اش ختمِ جدایی نشودچه کنم دست دلم بند به جا...

ای کاش وفای به دل آموختنی بودیا باز چراغِ دلم افروختنی بود"د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط