{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن چنان غرق تو بودم که خودم یادم رفت

آن چنان غرق تو بودم که خودم یادم رفت
خیره در چشم تو آنقدر که غم یادم رفت

نذر چشمان تو هر شب به حرم می رفتم
محو چشمان تو بودم که حرم یادم رفت

بین دستان تو با من دو قدم فاصله بود
دو قدم فاصله تنها، دو قدم یادم رفت

خواستم نام تو هر روز به یادم باشد
پشت دستم بنویسم... که قلم یادم رفت

کاش میشد به من و حرف دلم گوش کنی
کاش باور بکنی حرف خودم یادم رفت..!
دیدگاه ها (۲)

امشب تمام خویش را از غصه پرپر میکنمگلدان زرد یاد را با تو مع...

غزلی نیست که در وصف تو کامل گردددله زارم به فدایت که چه قابل...

از کجا پیدا شدی،اینگونه درگیرت شدممن هوادار و هوا خواه و غزل...

دل بسته ام به یاد تو با بهترین خیالمی خواهمت، به همت یک عشق ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_41با حال خراب وارد خونه شدم ...

پارت ۱۹ 🖤مین‌سو لبخند کوتاهی زد.— «قبل از اینکه بترسی، فقط م...

رمان عشق من واقعیه part 75 من حتا هنوز نفهمیدم کاملا به جونگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط