{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درون افکارم.....................

درون افکارم.....................
لبه ی پرتگاه با حواسی پرت قدم میزنم
پایم به علامت سوالی گیر کرد!!
و سرم به خاطره ای خورد
زخمی سطحی بر پیشانی افتاد که به جای خون
قطراتی اشک حاصل شد............................!!!!
دیدگاه ها (۲۹)

بفرست برای رفیقای خالی بندت 😄 😄 😂 😂 😄 😄 😂 😂

چطوری تو ۱۰ گرم،، ۲۰ گرم قند جا شده؟! 😄 😂 😄 😊 😲

یا مهدی ادرکنی 🌺 🌼 🌷 🌸 🌹 🌻 اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل...

عکاس بوداما لنز دوربینشیک بار هم سوی من نیامدبا لنز دوربینش ...

پارت۵ (در عمق نگاه تو)ایزوکو با لذت غذا را می‌خورد، و باکوگو...

✦ اولین گناه ✦فصل پانزدهم: ردِ پایی که در تاریکی گم شدسیلی.د...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁵⁵_ گفتم که...اونم ب...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت چهاردهم: تاوانِ انتخابصدای پ...

I can be myself with himPart⁸⁷ضربه ی دیگه ای به در خورد..در ...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 50 "" ویو پارک آنجلینا...

پارت: 3 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*فراموش کرده بودم که پای راس...

🔦𝑺𝒆𝒗𝒆𝒏 𝑫𝒂𝒚𝒔 𝒊𝒏 𝑯𝒂𝒘𝒌𝒊𝒏𝒔 : هفت روز در هاوکینز 🍪𝑷𝒂𝒓𝒕 ¹⁶ : پارت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط