{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرد اگر بودم،

مرد اگر بودم،
نبودنت را غروب‌هایِ زمستان
در قهوه‌خانه‌هایِ دوری‌ سیگار می‌کشیدم نبودنت دود می‌شد ...
و می‌نشست رویِ بخارِ شیشه‌هایِ قهوه‌خانه‌بعد تکیه می‌دادم به صندلی
چشم‌هایم را می‌بستم و انگشتانم را
دورِ استکانِ کمر باریکِ چایِ داغ حلقه می‌کردم تا بیشتراز یادم بروی!
نامرد اگر بودم
نبودنت را تا حالا بایدفراموش کرده باشم.
مرد نیستم اما نامرد هم نیستم.
زنم‌و نبودنت پیرهنم شده است!
دیدگاه ها (۱)

یه شبایی هم هست حالت خوبه،اصن هیچی نشده ها یه هو دلت میگیره....

‏دچار نوعی بهت‌ زدگی و بی‌ حسی شده‌ام. احساس خستگی نمی‌کنم، ...

هممون اولین شب آشناییمون با یه نفرو تا صبح نخوابیدیم

🌱 یادش بخیر...یادش بخیر روزهایی که زنگ در خانه را با دست می‌...

دهه شصت،،،،نظرتون راجع به این زمان بگید!دهه شصت؛ ضیافتِ سادگ...

مردی در ساحل...[پارت آخر]چند ماه بعد...خانه دیگر شبیه روزهای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط