{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من نمیدونم چرا با این متن یکم اشکام سرازیر شد

من نمیدونم چرا با این متن یکم اشکام سرازیر شد

دلنوشته ای از امیر علیپور:
سلام
سخنی با شما دوست عزیز :
دیروز به مادرم زنگ زدم
بعد از مرگش تلفن ثابت خانه اش را جمع نکردیم
نمی خواهم ارتباطمان قطع شود
هر وقت دلم هوایش را میکند بهش زنگ میزنم
تلفنش بوق میزند
بوق میزند
بوق میزند
وقتی جواب نمیدهد با خودم فکر میکنم یا برای خرید رفته بیرون یا خانه همسایه است
الان یک سال میشود هر وقت دلم هوایش را میکند دوباره زنگ میزنم
شماره بیرون را هم ندارم زنگ بزنم بگویم " به مادرم بگید بیاد خونه اش دلم براش تنگ شده "
دوست من اگر مادر تو هنوز خانه است و نرفته بیرون
امروز بهش زنگ بزن
برو پیشش
باهاش حرف بزن
یک عالمه بوسش کن
صورتتو بچسبون به صورتش
محکم بغلش کن
بگو که دوستش داری
و گرنه وقتی بره بیرون خیلی باید دنبالش بگردی
باور کنید بیرون شماره ندارد

پروردگار مهربون رو سپاسگزارم که سایه مادر بر سرم هست
دیدگاه ها (۵)

. ❣خـدایــا . . .دلـم می خواهد، دفتـر ِمشـقم را باز کنم و دو...

قهرمان ماجرای ما فقط چشمان توستگیسوانت را ببند، این ها سیاهی...

""بنام اهورا مزدا""پیشکش به بانوان ایران زمینم آیا میدانستید...

تقدیم به مادر قلمم راست بایست!واژه ها ...گوش به فرمان قلم!هم...

پارت سوم(عکس اول لباس آسا،عکس دوم لباسی که سئومی برداشت،عکس ...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟒یک هفته از رفتن مانیا گذشته بود.جیمین ت...

قسمت ۶

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁹مرگ عادلانه‌ترین چیز تو این دنیاست.هیچ‌کس تا ح...

#ازدواج_اجباری P17فردا صبح ساعت ۹:۱۰ دقیقه م.ت: مطمئنی خوبی ...

My lovely neighbor part : 64

Otagh baghli Part 53 میخواستم تلافی کنم ولی خب حوصلش رو نداش...

جدایی

«وقتی به همکلاسیت حسودی کرد»پارت۲(سونگمین☆ ا.ت★) راوی*سونگم...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط