{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

The originals

The originals
s2
Part 1۶

*خونه*

یونگی: اون از کجا پیداش شد *با شنیدن خبر فوری برگشت*
کوک: نمیدونم..ولی اینو میدونم اونم دنبال هوپ اومده
کمیل: نه دیگه خودش گفت اومده از تو انتقام بگیرع..البته میتونه از هوپم استفاده کنه
کوک: به نظرم دوبارع هوپ رو از شهر خارج کنیم..برای امنیتش
لیا: من مخالفم.‌.هرچی جلوی چشمامون باشع بهتره
کمیل: منم موافقم
جیمین: نگو که اون عمارت با تم مشکی مال ویلیه *پوزخند*
ته: متاسفانه خودشع
جیمین: ولم کنید بابا اون اینجا چیکار میکنه اخه
یونگی: به نظر خودت
جیمین: هرچی دردسره یا از باباس یا از جونگ کوک یا از هوپ و همینطور نسل در نسل پیش میره
کوک: هار هار خندیدم :/
جیمین: گفتم که بخندی
یونگی: بسه دیگه باید یکاری کنیم
کوک: میخوام نزدیکش شم
لیا: خطرناکه درضمن خودش بهت گفته میخواد بهت اسیب بزنه اونوقت تو میخوای برای و ادای رفیق ها رو دربیاری؟
کوک: ویلی اونقدر هام که فکر میکنی سفت نیست راحت شل میشع
یونگی: درسته ولی اینم هست که اون به هرچی که بخواد میرسه
لیا: من با هوپ میرم سمت مرداب پیش گرگینه ها به اونا هشدار بدم که یک وقت رفت پیش اونا هشدار بدم که یک وقت گولشو نخورن
کوک: *ناخودآگاه گفتم* مراقب خودت باش *چشمم به یونگی خورد که با اخم بع نقشه نگاه میکرد* و هوپ
لیا: سر تکون دادن
کوک: شب میبینمتون
ته: تو کجا؟
کوک: میرم پیداش کنم
جیمین: منم با فریا میرم پیش گابریل بهش بگم راجب ویلی
کوک: ..یونگی میشه..
یونگی: خودم میدونم چیکار کنم رفتن پیش مایکل*
کوک: داد* معذرت میخواممم *ولی اون رفته بود*
ته: باید باهاش حرف بزنی
کوک: میدونم *حرکت به سمت بار* (ویلی رو اونجا حس کردم

*بار*

ویلی: تو اینجا چیکار میکنی؟
کوک: مثل تو اومدم بار..نمیتونم؟
ویلی: از من دور باش بخاطر خودت میگم *کنارم نشست* *چشم گردوندن* همیشه همینقدر نفهم بودی؟!
کوک: ببخشید دیگه.‌.دو لیوان بوربن! *به بار من*
ویلی: من حساب نمیکنما!
کوک: میدونم..نظرت راجب بیلیارد چیع؟ به یاد قدیما؟!
ویلی: از من دست نمیکشی نه؟!
کوک: دست کشیدن واژع خوبی براش نیست برای جبران اومدم
ویلی: چرا رفتی؟
کوک: خودت میدونی که اون موقع بابام دنبالم بود.. بعدشم!..من بهت گفتم که باهام بیای *حرکت به سمت تخت بیلیارد لیوان در دست*
ویلی: *سر کشیدن بوربن من نمیتونستم بیام خب تو کلا بخاطر بابات درحال فرار بودی منم نمیتونستم که..
کوک: میدونم.‌میدونم میای بازی یا نه؟
ویلی:*برداشتن چوب بیلیارد*
دیدگاه ها (۱)

The originals s2Part 1۷لیا وقتی با هوپ تو بغلم خوابیده بود و...

The originals s2last Partلیا گفتم یک سری به اطراف بزنم هوپ ...

The originals S2Part 15کوکتصمیم گرفتم برای اینکه مغزمو مرتب ...

The originals S2 Part 14کوک: *گذاشتمش رو زمین* برو دنبالشلیا...

The originals S2Part 3کوک: *وسایل ها رو همونجا انداختم زمین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط