{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی رحم ترینی به خدا نیست حواست

بی رحم ترینی به خدا نیست حواست
دیوانه شدم شُرّه نکن خرمن یاست

ظرفیّت یک لحظه نگاه تو ندارم
ای دادِ از آن چشم خدا را نشِناست

با دامن پر چین و بلوزی عسلی رنگ
تو محو غذا خوردن و من محو لباست

نزدیک نشستی و دلم تاب نیاورد
این طاقت تنگِ من و من فکر تقاصت

نوشیدی از آن قهوه ی تُرک و منِ مبهوت
در خاصیت طعم لبِ قهوه شناست

چشم تو و مژگان تو و موی تو ای داد
هر رکعت من پر شده از ذکر ثلاثت

ای من به فدای لب و چشمان تو بی رحم
در سینه گلوگیر شدی..هست حواست..؟؟
دیدگاه ها (۲)

چشم چشم دو ابرو، دو ابروی کمونی چشم چشم دو ابرو، دو چشم آسم...

زیباترین و حیرت انگیزترین سنگ ها و موادمعدنی

شده ام عاشق تو، وای که حالا چه کنم؟مانده ام در طلبت غرق تمنا...

دوباره می نویسمت ..کنارِ بیت آخرموچکه چکه می چکم...به سطر ها...

خواب دیدم به کنارت لب ایوانم منباز هم غرق خیالات فراوانم منه...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

ندهد هيچ گلى عطر خوش بوی تو رانفروشم به جهان پیچشی از موی تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط