{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روی ساحل زندگیم قدم میزدم دو ردپاوجودداشت.

روی ساحل زندگیم قدم میزدم دو ردپاوجودداشت.
ردپای خودم و خدا.
به سخت ترین لحظات زندگیم رسیدم
تنهایک ردپادیدم
باخودگفتم خدایا درسخت ترین لحظات مراتنهاگذاشتی؟
ندا امد ای بنده ی من این رد پای من است که تورا بر دوش میکشم...!
دیدگاه ها (۱)

گفتم :انگار ما رو اصلاً فراموش کردی!گفتی :فاذکرونی اذکرکممنو...

خدایا تورا عشق دیدم و غریبانه عاشقت شدم، تورا بخشنده پنداشتم...

یه وقتایی باید نباشی...تا بفهمی بودنت برای کی مهمه. اونوقته ...

ﻃــــﺮﻑ ﺑﺎ ﯾـﮑـﯽ ﯾــﺎﺭﻩ ، ﺑﺎ ﺑـﻘـﯿــــﻪ ﻫﻢ ﺁﺭﻫــــﻪ ، ...

#in_your_eyespart_9۱ویو کایلا آروم چشمامو باز کردمچند ثانیه ...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۲: مچ‌گیری در بدترین لحظه‌ی ممکنلب‌هایشان...

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 105✦...................

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش دوم_یک چوب خشک از روی زمی...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ¹ویو ا/تخدایا لطفا دیگه ت...

Six

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

پارت: 8 (بخش2) صدها هزار نفر آدم پولدارتر و وصل‌تر از ما دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط