{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دانشجویی الدنگ بودم با شاید پانزده سال تجربه در درد تحصی

دانشجویی اَلدنگ بودم با شاید پانزده سال تجربه در درد تحصیلی بدون داوری عادلانه پشت مصالحی که آدم هایی بی خبر از کار من و شیفتهٔ گوهی که خود می‌خوردند ، با گاری جلوی پایم ریخته بودند .
و اما هیچ راهی نداشتم که آن فاحشهٔ هوس بازِ علاقه به تحصیل بر زندگی من طلوع کند .
پشت کتاب ، روزی شیش ساعت میشستم و این تنها راه من بود که بتوانم غرق شوم در چیزی که لاقل خودم خوشبختی صدا میزدم ....
FUKE IT📚🎮
دیدگاه ها (۳)

۱ عاشقانه مرسی ممنون .رو کرد به سمت همسرش : بیا بشین .‌..صدا...

بر سرخی درختان ، رعشه میزد صدایی از افقی نارنجی و اکنون ابره...

انتهای آن را فهمیدم درست وقتی که در تاریکی بود هیچ چیز جز شر...

نفس عمیق بکشیم .طوری که رگ های خونی پشت سرمان باد کند .و رگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط